با نهایت غم و اندوهی که در حرفهایش موج میزد گفت: «سختی تربیت بچههایمان از طاقت محدود ما فراتر است، خصوصا اگر بخواهی رنگ خدایی بگیرند...»
عزیز من غمت قابل ستایش است، اما یادت باشد خداوند هادی هیچ وقت مادران امت را تنها نمیگذارد.
بگذار کلامی از پروردگار را به تو یادآوری کنم تا دلت آرام شود؛
فراموش نکن پروردگار تو همان خداوندیست که مادری تنها در برهوت بيابانی خشک را فراموش نکرد. با آنکه جای قدمهای خستهاش را تا ابد برای این امت باقی گذاشت.
بله... هاجر را میگويم؛ اویی که تشنگی فرزندش او را هفت بار بین کوهها سرگردان کرد و پروردگار از زیر پای فرزند برایش چشمهای جوشاند که با تمام آبهای عالم متفاوت باشد.
پروردگار تو همان پروردگار مریم است؛ مادر تنها و پر از ترسی که مرگ را تمنا کرد، اما خدایش صدای طفل شیرخوارش را مرهم درون پر دردش کرد.
مادر موسی را به یاد آور.
همان یقینی کارساز است که از ترس کودکت را به نیلها بیندازی اما دلت به وعده برگشتنش قرص است خدایی که شیر تمام مادران سرزمینی را به کام کودکش تلخ کند تا باز به آغوش مادر برگردد.
میبینی مادران با توکل و سعی است که یاری شدند و نقطه اشتراک تمام این ماجراها یک چیزست، آن هم ورود نور از روزنهای که گمانش را هم نبردند.
باشد که این تسلی خاطری برا قلب بیقرارت باشد، اما فراموش نکن تو مسئول تلاشی نه نتيجه...
#یادآوری
Post #1915
1.22K