ظرافت قرآن در به تصویر کشیدنِ اتفاقات، بیبدیل است، همچنین نکته سنجیاش در بازگو کردن تجربهها برای قلبِ متذکر.
یکی از صحنههای که همیشه من را عمیق به فکر میبرد؛ لحظهی به دنیا آمدن عیسی علیهالسلام است.
مریم علیهالسلام همان زنی که قرآن او را از قانتین؛ یعنی فرمانبرداری همیشگی میخواند در آن تنگا که قرار میگرد، سخنی جگرسوز و دور از شخصیت همیشگیاش را به زبان میآورد:
أَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَٰذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا
آن گاه درد زايمان او را به پناه تنه [درخت ] خرما كشاند. گفت: اى كاش پيش از اين مرده بودم و فراموش شده از ياد رفته.
آدمی به این فکر میکند مریم عابده مگر در آن ثانیهها یعنی یکجاشدن رنج و درد طاقتفرسای زایمان در تنهایی با حزن روبروشدن با مردم حالش چگونه بوده که همچین آرزویی میکند و نهایت عجز یک انسان را به تصویر میکشد نه تنها مرگ، فراموش شدن را هم تمنا میکند.
اما ادامه آیات بعد از این حال مریم، قابل تأملتر است؛ آنجایی که پروردگار بدون سرزنش مریم او را دلداری میدهد و میخواهد ذهن او را از این خیالات دردآور با یادآوری نعمتهای اطرافش دور کند.
نَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا.
آن گاه از فرودستش ندایش داد که اندوهگین مباش.پروردگارت زیر پایت چشمه ی آبی پدید آورده.
هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا
و تنه ی خرما را به سوی خودت تکان بده تا برایت خرمای تازه بریزد.
بعد از خواندن این آیات از سورهی مریم
همیشه با خودم میگویم انسان هرچقدر هم به خداوند نزدیک باشد باز لحظههای ناامیدی در زندگی سراغش میآید و اینکه در این مواقع پروردگار ما را درس میدهد که چگونه حزن را از قلبها دور کنیم با همدردی نه با سرزنش حتی اگر کلامی دور از حق گفته باشد که گاهی ضربهی اندوه، عمارت وجود را بد ویران میکند...
#روزنوشت
#باقرآن
Post #1878
1.47K