درست در همان زمانهایی که گمان میبردیم دیگر نسیم شوق خداوندی و منهج محمدی بر ایوان قلبهای مسلمین نمیوزد و راه و رسم بیگانه بر دیاری که از قدیم الایام صدای الصلاه و الفلاح در آن پیچیده بود، جا خوش کرده و مجد و عزت را از آن ربوده، نور تابیدن گرفت.
امتی را دیدیم و شناختیم که قلم از وصف و زبان از توصیفشان قاصر است.
امتی که در تکاپوست تا از آسیب طوفان شبهات و شهوات بر تنها کشتی نجاتِ صبر و ایمان بنشیند و به سلامت بر جودی استقامت فرود آید، آن هم زیر سایهسار توحید.
مردمانی را دیدیم که مال و جان و فرزند بر کف گذاشتهاند تا آن پیوند دیرینه را باری دیگر از گسستن نجات و پرچم عزت و وقار را به اهتزاز در آورند.
امتی که تکرار عزت تاریخاند، آنها خالدان زمانند که غرشکنان بر سر دشمنی قیامت گریز و حق ستیز فرود میآیند.
نوههای که زاده شدهاند که باری دیگر صفحات تاریخ امت را با جوهری خونین، رنگین کنند.
آنها چنان در شوق شهادتاند که برای صاحبان زر و زور دنیا که تداعی نمیشود. در شور و اشتیاق محبوب آنها حنظلهاند که خوردن چند دانه خرما را معطلی برای رسیدن به بهشت میدانند.
سنگینی هیچ سنگِ سختی فریاد احدٌ احد آنان را خاموش نمیکند چون مرز بینِ برده و آزاده را میشناسند.
با تمام اینها باید آرزو کرد که این اسوهها را مسلمانان اسوهکنند؛ این بزرگی حیف است که چراغ راه نشود.
آرمان آنها بار دیگر ساختن یک تمدنست همچون مدینهایی که بوی پیامبر بدهد اینبار در اقصی...
#غزه
🖊ورده
Post #1629
1.66K