یک شب تابستانی که در پارک نشسته بودیم، دختری جوان را دیدم که سگی پشمالو و سفید در بغل داشت و به گمانم فرزندش را آورده بود هوا خوری(خودشون بچهم صداشون میکنند دیگه!!)
سگ ساکت اطراف را میپایید، تا اینکه ماشینی از کنارش رد شد که از پنجره عقب، سگی شبیه خودش سرش را بیرون آورده بود.
به محض دیدن سگ شروع کرد به پارس کردن، و از ذوق شدید و میل به سوی او چیزی نمانده بود با قلادهاش خفه شود.
سگ در ماشین هم با دیدنش اگر صاحبش او را نگرفته بود بیشک خودش را به بیرون پرت میکرد.
راننده از ذوق سگها زد کنار و سگش را پیاده کرد.
دو سگ با سرعت به سمت هم دویدن و از سر و کول هم بالا رفته و صداهای عجیبی از خود در میآوردند که نمایانگر ذوق و خوشحالی بود.
حالا مسئله نجس بودن سگ در محیط خانه و آسیبهای اجتماعی سگ پروری را بگذاریم یه گوشه! واقعا این چه ظلمی علیه حیوانات است که آنها را مجبور به زندگی با غیر خود میکنند؟!
دلم عجیب به حالشان سوخت از آن ذوقی که برای هم کردند .. دقیق مثل کسی که بعد از مدتها عزیزش را دیده باشد!
به پاس حرمت حیوانات چه ظلمی را به آنها روا میدارند این حیوان ستیزان...
Post #1627
1.23K