راست گفتهاند: هیچ زنجیری به درون آدمی نمیرسد؛ درونی که معنای واقعی آزادیِ در بندگی را یافته است.
میبینی این آزادی چنان کرده برای یک هدف مشترک، چه مسیرها که نساختهاند.
راهها متفاوت، اما مقصد همان دشت سبزینگیست.
از روی بغل دستی کپیکردن که هنر نیست، تو هم نشان خودت را بگذار.
یکی بر فراز آسمان با بالنِ سفید
دیگری حین بویدن پوستِ سوخته خود در آتش
آن یکی در لمسِ آخرین بغلِ مادر
یکی نشسته روی مبلِ نارنجی با آخرین تیر و کتابچه اذکار در جیبش
و امروز او پدال گاز کامیونش رمز شد تا اجلِ آن حسرت دیرینه شود.
و هزاران پایان با شکوهِ ناشناخته دیگر...
راستش در این مسیر شلوغِ شجاعت، پرچمی میبینم که هر کدام به دست دیگری میدهد تا هر کجا نفسش یاری کرد بدود و به خط پایان نزدیکش کند.
من ایمان دارم که این پرچم بر فراز قله نشسته و نسیم آزادی بر چهرهاش خواهد وزید.
🖊ورده
Post #1595
1.6K