کنار سجاده نشستهام
مادربزرگ در حال وضوست
هنوز نوای پر امیدِ اذان در آبادی طنینانداز نشده...
گفتم آبادی!
اینجا
به سوز سرمای بیرون، از صورت یخ زده درخت مو حیاط میتوان پی برد...
و مهمان غیر منتظره امشب!
سر زده آمده
بقچه وا کرده
و همه جا را سفید پوش کرده
برف
Post #1591
1.42K