با دنبال کردنِ داستان سرورمان موسی در قرآن، بیشتر از قبل، ارزش جریانِ بیوقفه امنیت قلبی ایمان را درک میکنم.
از همان ابتدا اعتماد مادر از سپردنِ او به موجهای بی امان آب و روانه شدن به قصرِ خونین و طغیان.
از بازگشت به آغوش امن مادر به بهانه گرسنگی، آنجا که شیر تمام زنان یک شهر بر نوزادی حرام میشود.
از نبود تردید به نجات، حتی اگر پیش رویت دریایی بیعمق و تمام یارانت منتظر گرفتار شدن باشند.
در این مسیر میآموزی نیکی کردن و رد شدن و به سایه پناه بردن شبیه همان نیکی در دجله بدون انتظار جبران ارزشمند است. چراکه، فقط خود را به هر خیر او فقیر دانستن است سبب میشود در نهایت فقدان هر آنچه زینت بخش زندگیست خود به سویت آید از مال و جاه و همدم...
در تمام این فراز و فرودهای مسیر میبینی تنها توکل رسیمان نجات است آن اطمینان قلبیِ اوج تنگنا با خود گشایش میآورد و معادلات انسانی تو را بر هم میزند تا جایی که دریا برایت شق میشود و هر بلای جان و دلت را در خود غرق میکند از همان جایی که تو به سلامت گذشتی...
🖊ورده
Post #1558
1.42K