پارسال خاله بزرگم، نوه پسریش کلاس اول میشد.
چند روزی قبل از مدرسه نوهاش را بغل گرفته بود و جدی داشت برای ورود به مدرسه نصیحتش میکرد.
میگفت: ببین عزیزِ مادر، رفتی مدرسه نذاری بهت ظلم کنند، هر کس یکی زد دو تا بزن، دعوات کردن کاری به مامان بابات نداشته باش، به خودم بگو تا بیام سراغشون. در ضمن خیلی باید حواست به وسایلت باشه تا ازت برندارن.
پسر بیچاره هم هاج واج نگاش میکرد و فقط باشه تحویل میداد.
گفتم: این چه ذهنیتی هست که در دیدگاه بچه میکارید؟!!!
این بچه قرار است وارد خانه دومش شود.
به جای این حرفها، مدرسه را باید برایش طوری به تصویر بکشید که قرار است دوستهای خوبِ زیادی برای بازی، سواد برای داستان خواندن و نقاشیهای زیبا یاد بگیرد.
اینکه شما برایش گفتید: انگار قرارِ با یک باندِ سارقِ آدم کش همسلولی شود.
مواظب سال اولیها باشید از دید خودتون ریسمان براشون نبافید بذارید بوی ماه مهر در مشامشان ابدی شود...
Post #1540
1.26K