از این همه توضیح دادن خسته میشی؛ از اینکه هر بار باید برگردی به همون نقطهای که زخمت ازش شروع شده و دوباره تعریف کنی چی شد که اینطوری شدی، انگار چیزی که از سرت گذشته تا وقتی با کلمهها ثابتش نکنی، واقعاً اتفاق نیفتاده. آدم وقتی زیادی توضیح میده، کمکم خودش هم از شنیدن صدای خودش خسته میشه؛ برای همین یه روز میرسه که ترجیح میده چیزی نگه، حتی اگر هنوز هزار حرف توی دلش مونده باشه. من فکر میکنم الان دقیقاً همونجام؛ جایی که دیگه توانِ توضیح دادنِ چیزهایی رو ندارم که خودم برای تحمل کردنشون، بیشتر از حد توانم وقت گذاشتم.
Post #1433
59
⎯⎯✦ یه جایے
- ❤ 23