واقعیتِ زندگیم رو بخوام شرح بدم، اینجوریه که آهنگا دیگه قفلی نیستن، فیلم و سریالا حوصلهسربرن، آدما بهشدت مسخرن، فُحشا هم دیگه حق مطلبو ادا نمیکنن. خونه دلگیره، بیرون زیادی شلوغه، هر چیزی که یه زمانی میتونست حواسمو پرت کنه، الان خودش شده بخشی از این بیحوصلگی. دیگه نه چیزی ذوقم میکنه، نه چیزی سرگرمم؛ کلاً با هیچی حال نمیکنم.
Post #577
11