آدمِ شعر حافظ، حتی برای خودش هم معماست.
«در اندرون من خستهدل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست»
برای من، مکث روی همین «ندانم» یکی از راههای نزدیکشدن به حافظ است. کسی از درون خودش حرف میزند، اما نمیتواند با اطمینان بگوید آنکه در او فریاد میزند کیست. چقدر این تجربه آشناست؛ وقتی چیزی در ما میخواهد، میترسد یا رنج میکشد که هنوز نمیتوانیم توضیحش بدهیم.
این پیچیدگی را میشود کنار ستیز حافظ با ریا گذاشت. در غزلهایش، ادعای پاکی مدام زیر سؤال میرود؛ بهخصوص وقتی کسی از آن برای قضاوت دربارهٔ دیگران استفاده میکند. رندِ حافظ به ظاهر آبرومند آدمها اعتماد چندانی ندارد و خودش هم مدعیِ بیخطابودن نیست.
زیبایی شعرش از همینجا هم میآید: عشق، اندوه، میل به زندگی و آگاهی به ناپایداریِ جهان، در کنار هم حضور دارند. آدم میتواند از جهان زخم خورده باشد و هنوز از زیباییِ آن دل نکند.
زبان حافظ هم این پیچیدگی را زنده نگه میدارد. گاهی یک بیت، هم عاشقانه است، هم ظرفیت خوانشی عرفانی دارد و هم طعنهای به زمانه میزند. برای همین، باید به شعرش برگشت؛ تجربهای تازه میتواند معنایی را در بیتی آشنا پیش چشممان بیاورد که قبلاً ندیده بودیم.
برای خواندن دیوان حافظ، این چهار چاپ را پیشنهاد میکنم:
• دیوان حافظ، تصحیح سلیم نیساری، نشر سخن
• دیوان حافظ، تصحیح بهاءالدین خرمشاهی، نشر دوستان
• دیوان حافظ، تصحیح پرویز ناتل خانلری، نشر خوارزمی
• حافظ به سعی سایه، به کوشش هوشنگ ابتهاج، نشر کارنامه
امروز، ۲۰ مهر، روز حافظ است.
-naghdeketab-
@uttweet
Post #128550
22.4K
- ❤🔥 271
- 👍 31
- 🔥 6
- 👎 3