دقیقا ۵۹ سال پیش در این روز چگوارا کشته شد. اگر او را از این تیشرتهای نوجوان پسند، پوسترهای اتاق خواب و خالکوبیهای روی بازو کنار بگذاریم، چگوارا هیولایی بود که هیچ محدودیت و مرزی در خشونت و خونریزی در راه انقلاب و آرمانها برایش معنا نداشت. در آن روزهای شور انقلابی اوایل دهه ۶۰ ژان پل سارتر و سیمون دوبوار هم برای دیدن ماه عسل انقلاب به کوبا رفته بودند و چگوارا برای سیگار برگشان فندک میزد. سیمون دوبوار که انگار مجذوب کاریزمای چگوارا شده بود و سر از پا نمیشناخت بعد از بازگشت به فرانسه در وصف انقلاب کوبا گفته بود «بالخره برای اولین بار در زندگیمان شاهد خوشبختیای بودیم که از طریق خشونت به دست آمده بود.» یک بار هم نشد که روشنفکر از خودش بپرسد خب چه تضمینی هست که این خشونتی که اکنون اینطور ستایشش میکنی را فردا علیه مردم و مخالفان کنونی انقلاب به کار نبرند که بردند و نتیجه انقلاب کوبا را هم که امروز بعد از دههها میشود دید. سارتر بعد از مرگ او گفته بود «معتقدم که چگوارا نه فقط یک روشنفکر که اصلا کاملترین نمونه انسان عصر ما بود.» سارتر و دوبوار که روشنفکر بودند و برایشان فرش قرمز بود که پهن میشد نتایج ترسناک آرمانهای قشنگ در انقلابهای معاصرشان و در راس آنها روی کار آمدن کمونیستها در شوروی را ندیده بودند که دیده بودند اما وقتی همه چیز در ایدئولوژی خلاصه میشود، داوری منطق دیگر وجود ندارد و فرد به جای سنجش اعمال قدرت با متر و معیار مشخصی و نه فقط اخلاق، همه چیز را با وعده یک آینده آرمانی توجیه میکند.
_شاوشنک_
@uttweet
Post #128377
18.5K

- 👏 237
- 👍 93
- 👎 25
- 🔥 2
- 🤣 2