بیشترین زمانی که میشه از یک گروه، قومیت یا دستهای سوءاستفاده کرد زمانیه که احساس کنند در اقلیت هستند.
در اقلیت بودن احساساتِ ناخوشایندِ زیادی رو برای گروه به همراه داره مهمترینش ترس از نابودیه یعنی گروه میترسه نکنه رفته رفته فراموش بشه نکنه موجودیتش زیر سوال بره و خلاصه فضای چنین گروهی به شکلی ناهشیار درگیر تلاش برای بقا میشه.
اول که چنین گروههایی فقط قومی نیستند ممکنه به واسطه گرایش جنسی، مهاجر بودن، بیماری خاص و خیلی مسائلی که معنایی از اقلیت بده شکل بگیرن و کاملاً هم حق دارن نگران بشن، بترسن و حسهای بد رو تجربه کنن اما موضوع تلخ اینجاست که این اقلیتها در خطر سوءاستفاده شدن از جانب افرادی هستند که در لباس یک مراقب دلسوز و متعصب نسبت به موجودیتِ گروه، ظاهر میشن و تقریباً همیشه همین اتفاق میفته.
اقلیتها معمولاً از چنین آدمی خوششون میاد چون به شکلی ناهشیار میتونه احساس امنیت بده.
حالا مشکل کجاست به قول ویلفرد بیونِ روانکاو همچین گروهی دیگه دنبال زایش و پیشرفت نیست، مسئولیتش تغییر میکنه و درگیر مسئولیتهایی میشه که با واقعیت، ارتباط نداره یکیش همینه، چنگ زدن به کسی که خودش رو محکم، وفادار و متعصب نسبت به گروه نشون میده و میتونه به پشتوانهی هواداران دوآتیشه از نقد شدن و پاسخگو بودن طفره بره حالا همه چیز برای سوءاستفاده کردن محیاست.
-افشین ابراهیمی، رواندرمانگر-
@uttweet
Post #128365
7.98K
- 👍 142
- 👎 6
- 🤬 6