🔹 یکی از دشوارترین موقعیتها در کار بالینی، مواجهه با بیماری است که ظاهراً برای درمان آمده، اما هیچ امکان روانیای برای اشتباه بودن خودش باقی نمیگذارد. او از دیگران شکایت میکند، از روابطش آسیب دیده و بارها تجربههای مشابهی را تکرار کرده است؛ اما در روایت او، مسئله همیشه بیرون از خودش قرار دارد. دیگران کنترلگرند، بیوفایند، حسودند یا نمیفهمند.
🔹 در چنین وضعیتی، درمانگر ممکن است وسوسه شود به او نشان دهد که در این تکرارها سهمی دارد. اما مواجهه مستقیم با این موضوع، اغلب مقاومت را بیشتر میکند. زیرا «حق داشتن» برای این فرد فقط یک موضع فکری نیست؛ نوعی سازمان دفاعی است. پذیرفتن خطا میتواند او را با احساس شرم، بیارزشی یا اضطرابی روبهرو کند که تحملش دشوار است. گاهی اصرار بر بیگناهی، تلاشی است برای محافظت از تصویری شکننده از خود.
🔹 کار درمانی از متقاعد کردن بیمار به اشتباه بودنش شروع نمیشود؛ از کنجکاوی درباره این سؤال شروع میشود که چرا دیدن سهم خود در یک رابطه تا این اندازه تهدیدکننده است.
کانال تلگرام: https://t.me/UTpsyworkshop
کانال بله: https://ble.ir/UT_psychology
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/ut.psychology_workshop
Post #114
560
- 👍 4
- ❤ 1