گفتوگو، چونان دانهٔ بلوط در دل خاک
در دل خاک نرم جنگل، دانهٔ کوچک بلوط آرام گرفته است؛ دانهای که هنوز درخت نیست، اما در خود تمام درخت را دارد. دانهای که نمیدانیم چگونه، اما میدانیم اگر وقتش برسد، با نور و رطوبت و صبر، روزی قد میکشد، ریشه میدواند و قامت بلندش را به آسمان میسپارد.
گفتوگو نیز چنین است: نه صدای بلند میخواهد، نه فوران اندیشه. تنها بستری لازم دارد از احترام، گوش دادن و تعلیق قطعیت. در این بستر چیزی پدیدار میشود که پیشتر کسی آن را نمیدانست، نه میتوانست پیشبینیاش کند: معنایی نو، که از میان رابطهها، از دل سکوتها و از عمق آگاهی مشترک سر برمیآورد.
درخت بلوط فقط خودِ درخت نیست، بلکه پیوندی است با خاک، باران، پرندهها و دیگر درختان. گفتوگو نیز صرفاً تبادل واژهها نیست، بلکه شبکهای از ارتباطات درونی و بیرونی است؛ ریشههایی پنهان که ما را به هم میپیوندند و شاخههایی آشکار که بهسوی آینده گشوده است.
@UTpsychologic
Post #251
2.07K

- 👍 9
- ❤ 4
- 🔥 2