🔺وقتی بچه بودید، با شنیدن صدای پای پدر و مادرتان چه حسی به شما دست میداد؟
در اتاق درمان، این یکی از کلیدیترین و عمیقترین سوالاتی است که یک روانشناس میتواند برای ارزیابی میزان امنیت روانی در دوران کودکی بپرسد. پاسخ خیلی از مراجعین به این سوال، کلماتی مثل «ترس»، «اضطراب»، «مچگیری» یا «گوشبهزنگ بودن» است؛ چرا که آنها هیچوقت نمیدانستند با ورود والدین، قرار است با کدام رویِ آنها (عصبانی، سرزنشگر، کنترلگر یا مهربان) روبرو شوند.
سوال مهم دیگری که وجود دارد این است: «اگر والدینتان شما را در حال استراحت یا بیکار میدیدند، چه میگفتند؟»
پاسخهای تلخ اما آشنای زیادی وجود دارد: «بلند شو یه کاری بکن!»، «چرا چشات رو دوختی به سقف، چقدر تنبلی؟» و جملاتی از این دست که در ناخودآگاه ما یک فرمول اشتباه را حک کردند: «استراحت کردن = بیارزش بودن!»
وقتی ما در محیطی رشد میکنیم که رفتارهای والدین غیرقابلپیشبینی است و استراحت کردن با سرزنش همراه میشود، سیستم عصبی ما در حالت «گوشبهزنگ مداوم» یا همان Hypervigilance قرار میگیرد. در بزرگسالی، این تجربه خودش را به دو شکل عمده نشان میدهد:
۱. موقع استراحت کردن، دچار احساس گناه و شرم شدید میشویم (اضطراب بهرهوری).
۲. مدام نگران قضاوت، واکنش و تأیید دیگران هستیم، چون یاد گرفتهایم که محیط اطراف اصلاً امن نیست.
✔️ موفقیت واقعی در زندگی یعنی فرزندانتان با شنیدن صدای قدمهای شما از جا نپرند، یا وقتی شما آنها را در حال استراحت میبینید، از روی ترس تظاهر به مشغول بودن نکنند.
✍🏼 امیراحسان سجادی، روانشناس
@UTpsychologic
Post #224
2.3K
- 👍 25
- ❤ 19
- 💔 6