گاهی رابطهها نه با فریاد، بلکه با چند جملهی سرد و بیجان فرسوده میشوند.
جملههایی که ظاهراً سادهاند، اما در دلشان نوعی دلزدگی، خستگی یا بیاهمیت شدنِ طرف مقابل پنهان است.
وقتی در اوج گفتگو میگویید:
«برو، موفق باشی...»
طرف مقابل فقط یک جمله نمیشنود.
او احساس میکند دیگر جایی در قلب شما ندارد.
احساس میکند نبودنش برایتان تفاوتی ایجاد نمیکند.
و این، برای کسی که دوستتان دارد، از هر قهر و عصبانیتی دردناکتر است.
بیتفاوتی، ترسناکترین شکل فاصله گرفتن است.
چون امید را خاموش میکند.
آدمها با عصبانیت کنار میآیند،
با دلخوری حرف میزنند،
حتی با سکوت مدتی دوام میآورند،
اما وقتی احساس کنند دیگر برای کسی مهم نیستند، آرامآرام فرو میریزند.
بعضی واژهها شبیه درِ خروجاند.
شاید منظورتان فقط خستگی لحظهای باشد،
اما قلبِ روبهرو آن را به معنای پایانِ امنیت عاطفی ترجمه میکند.
در رابطه، آدمها بیشتر از آنکه به دنبال کلمات عاشقانه باشند،
دنبال اطمیناناند.
دنبال این حس که:
" هنوز هم من را میخواهد."
گاهی فقط تغییر یک لحن،
تغییر یک واژه،
میتواند بهجای ساختن دیوار، پلی برای ماندن باشد.
@UTpsychologic
Post #179
1.67K
- ❤ 19
- 👍 1