«یک فنجان سیاست☕️»
جایگاه فرهنگ و تاریخ در تحلیلهای سیاسی
🖌 علی شاکریان؛ دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای دانشگاه تهران
در فرهنگ معین، تحلیل به معنای حلکردن، تجزیهکردن، روا شمردن و حلال کردن آمده است. در فرهنگ عمید نیز این لغت بهعنوان اسم مصدر عربی آمده که به معنای حلکردن، گشودن، حلکردن غذا در معده است و در قدیم به معنای حلالکردن و رواشمردن نیز بهکار برده میشد. امروزه تحلیل به معنای حلکردن مسئله بهکار میرود. این حل کردن مسئله میتواند تببیین یک موضوع هم باشد. یک تحلیلگر بیش از آنکه درصدد پاسخ دادن به سوالات و حل مسائل پیچیده باشد، به دنبال کشف حقایق و درک واقعیتهایی است که به هر دلیل، به نظر دیگران نمیرسد یا کسانی خواستهاند از نگاه مردم پوشیده بماند. در حالتی دیگر، ممکن است تحلیلگر با یک موضوع کشفشده روبهرو شود، اما به دلیل پیچیدگی موضوع برای مخاطبان عام، لازم است با استفاده از تخصص خود، موضوع پیچیده را از طریق تجزیه و تحلیلکردن ساده کند.
یکی از انواع تحلیلها، تحلیل سیاسی است که تحلیلگر با استفاده از آن، به تشریح و تبیین موضوعهای پیچیده و یا ناشناخته در حوزهی مسائل سیاسی میپردازد. هدف تحلیل سیاسی یا پاسخدادن به پرسشهای بیجواب مسائل سیاسی روز است و یا بررسی تحولات و پدیدههای سیاسی که در گذشته (ولو اندکی قبل) اتفاق افتاده، اما آثار و نتایج آنها هنوز وجود دارند و بر تحولات روز اثرگذار هستند.
از مهمترین مقولات در تحلیلهای سیاسی گردآوری اطلاعات است. اطلاعات پایه تحلیل سیاسی است و تحلیلی که بر پایه اطلاعات «نادرست» و یا «ناقص» باشد به بررسی و پاسخ درست منتهی نخواهد شد. گاهی نقص در اطلاعات لازم نه به دلیل کمتجربگی تحلیلگران بلکه به واسطه «عدم توجه» صورت میگیرد. از مواردی که کمتر در تحلیلها بدان توجه میشود، ولی نقش اساسی در تحولات دارند، فرهنگ و تاریخ هستند.
در میان دانشجویان فرهنگ سیاسی، مقبولترین تعریف از فرهنگ این است: «فرهنگ ترکیبی از ارزشها، اعتقادات، هنجارها و فرضیهها است: یعنی محصولات ذهنی.» آیا میتوان سیاست را بدون این موارد در نظر گرفت؟ میتوان اذعان کرد فرهنگ است که ما را توانمند میکند تا سیاسی شویم. در واقع فرهنگ امری زمینهای برای سیاست نیست، امری ضروری است. بنابراین علوم سیاسی در ارتباط با فرهنگ است. با درنظرگرفتن جایگاه عناصر فرهنگ شامل ارزشها، اعتقادات، هنجارها و فرضیهها در چارچوب فرهنگهای اسلام، مسیحیت، ارزشهای آسیایی، مفهوم اطمینان در ژاپن و... چرایی برخی تصمیمات را بهتر میتوان درک کرد. به عنوان نمونه سنت مسیحی انسانمحور است و توجیه حفاظت از محیطزیست، تنها میتواند "مدیریت منابع" باشد. در مقابل دیدگاه توحیدی اسلام، محیطزیست را نشانه و آیت خداوند میداند و آسیب به آن را حقالناس به حساب میآورد. تاریخ و نقش آن مورد دیگری است که کمتر مورد توجه تحلیلگران سیاسی قرار گرفته است.
تاریخ به مجموعه رویدادها در ابعاد گوناگونی اطلاق میشود که در چارچوب زمان و مکان زندگی بشر در زمانهای پیشین اتفاق افتاده و اندیشهها، کردارها و عملکردها و همچنین پیامدهای مادی و معنوی آنها بر جوامع انسانی حائز اهمیت میباشند. این اهمیت از آنجا ناشی میشود که ما میتوانیم نوع مشابهی از بحث را در مورد تاریخ بسیاری از از پدیدههای سیاسی دنبال کنیم؛ پس نتیجهگیری موضوع مشابهی است. هر پدیده سیاسی مهمی در تاریخ زندگی میکند و از لحاظ تاریخی نیازمند تحلیل لازم است تا توضیح مناسبی ارائه شود.
در سطح بینالملل شاهد مفاهیمی همچون دولت دستنشانده، جنگ نیابتی، تقسیم حوزه نفوذ و ایجاد منطقه حائل هستیم. این موارد در اصل «مفاهیم» جدیدی نیستند و از قرنها پیش مورد توجه فرماندهان و سیاستمداران بودهاند؛ به عنوان مثال در چند سده رقابت میان اشکانیان و رومیان بر سر منطقه ارمنستان، سالها جنگ نیابتی بین دو گروه از اعراب در این منطقه در جریان بود. در سطح ملی نیز میتوان بررسی تطبیقی سرگذشت جمهوری اسلامی و حکومت علوی را عنوان کرد؛ از جمله ریزش یا چرخش فکری عدهای از سردمداران و دستاندازیهایی که صورت میگرفت و به نام حکومت اسلامی تمام میشد. پس میتوان روند، پیامدها و سایر ابعاد مسائل سیاسی روز را در موارد مشابه تاریخی جستوجو کرد.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
---------
@utpsaa
Post #974
962