✅مال سیاست را به سیاست دهید و مال فرهنگ را به فرهنگ!
🖊به قلم فرید کامیاب، دانشآموخته کارشناسی ارشد سیاستگذاری عمومی
هرگز دودمان علوم سیاسی در ایران درباره فرهنگ و دشواریهای آن آگاهی کافی نداشته است. اگر گاهی فرهنگ مورد توجه مواد درسی، دانشآموختگان و آموزگاران علوم سیاسی قرار گرفته، بیشتر به پشتوانه احکام رسوا و سادهایست که شاید برای صرفهجویی در وقت یا انرژی آنها را کنار نمیگذاریم. برای نمونه خیلی وقتها از دروازه زیبای فلسفه سیاسی وارد میشویم تا بگوییم هدف سیاست سعادت انسان و جامعه در پناه حقیقت بوده و بنابراین باید منابع نظام سیاسی را بسیج کنیم که سبکهای زندگی و هویتها به راه راست هدایت شوند. همچنین دستکم در دو دههی اخیر با کمی مطالعه سطحی جامعهشناسی و تاریخ سیاسی-اجتماعی معاصر، مدام همراه با سیاستمداران ظاهراً خوشنیت تکرار میکنیم که "باید فرهنگ سازی کنیم" تا مسائل سرزمینمان بهتر حل بشوند.
به بیان دیگر؛ اهالی علوم سیاسی کشور حتی اگر نسبت به سیاستگذاریهای فرهنگ و فرهنگی دوران پهلوی و جمهوری اسلامی انتقادات جدی داشته باشند، در اصل بایسته بودن دخالت مستقیم نهاد دولت در عرصه فرهنگ تردید نمیکنند. اینجا باید کسانی به شیوه عیسی (ع) و انجیل مَرقُس به دوستان خود بگویند که مال سیاست را به سیاست دهید و مال فرهنگ را به فرهنگ! البته این سخن به معنای تماس نداشتن سیاست و فرهنگ با یکدیگر نیست. همانطور که مال قیصر و مال خدا نمیتواند کاملا بیربط به همدیگر باشد، آن دو سپهر نیز نامربوط نخواهند بود. بینهایت مسئله را در حوزههایی مانند مطالعات توسعه سیاسی میتوان مثال زد تا نشان داد که فرهنگ و سیاست باهم تماس دارند. پژوهشهای گوناگونی که درباره دموکراسی انجام گرفته (مانند کار کلاسیک آلموند و وربا درباره فرهنگ سیاسی دموکراسیها) دقیقا در یک چیز مشترک هستند و آن نشان دادن تعامل کردن فرهنگ و سیاست است. این تعامل میتواند به شیوه طبیعیتر با ریسکهای اندک باشد، یا اینکه از نوع نشاندن زمامدار در میان میدان فرهنگ محسوب گردد.
چالش این است که بتوانیم هم در جایگاه بررسی نظری و هم در مقام راهنمای عملی اراده دولت، فرهنگ را در چارچوب خود قرار دهیم و یادمان بماند سیاست ارباب آن نیست. زیرا سازوکار (مکانیزم) و نهادهای فرهنگ مانند سیاست کار نمیکنند و بسیار پیچیدهتر و ناروشنتر هستند. هنگامی که کنترل کردن متغیرهای کمابیش روشن امور اقتصادی برای سازمانهای عریض و طویل یا سیاستگذاران پرمدعا ناممکن است و معمولا منجر به فاجعه اقتصادی میشود، چرا باید اعتماد به نفس بالایی برای دستکاریهای فرهنگی داشته باشیم؟ باید بیتعارف بر خود آشکار سازیم که آسیب تنها در این نیست که بودجه عظیمی را با ساختن سازمانهای به ظاهر فرهنگی نابود کنیم یا برای هر سازمان سیاسی و اقتصادی یک معاونت فرهنگی نیز در نظر بگیریم. بلای واقعی وقتی رخ میدهد که با دخالتهای خود پویایی طبیعی فرهنگ، اعتماد هویتها و سبکهای زندگی گوناگون به نهاد دولت، نظم اجتماعی و آینده مشروعیت نظام سیاسی را مختل میکنیم.
امروز رشتههای گوناگونی تمام یا قسمتی از تمرکز خود را بر مطالعه فرهنگ گذاشتهاند؛ از انسانشناسی فرهنگی، جامعهشناسی فرهنگ و جامعهشناسی فرهنگی بگیرید تا علومشناختی و مطالعات توسعه. اگر بخواهیم چکیدهی پندهای آنها را برای سیاست، سیاستمدار و سیاستپژوه بیان کنیم، باید چنین چیزی باشد: ورود قهری و حتی تشویقی اقدام عمومی دولت به فرهنگ آغازی پهلوانی اما سرانجامی وخیم در پی خواهد داشت.
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
#سیاستگذاری
-------------
@utpsaa
Post #910
1.01K