✅ریشههای هولوکاست (بخش اول)
✍🏻امیرمحمد زلفیگل
کلمات دارای بار ارزشی متفاوتی هستند؛ شاید بتوان به هر کلمهای برچسب خوب یا بد و مثبت یا منفی را نسبت داد؛ اما معیارهای انسانها نیز از هم متفاوتند و شاید آنچه که از منظر نویسنده امری نیکو تلقی گردد از نگاه خواننده امری نکوهیده و شنیع باشد. کلمات در ذهن ما خنثی نبوده و این کارکرد ذهنی ما است که به صورت حداقلی، به شکلی درونی، نسبت به کلمات موضع داشته باشیم. در همین راستا، هیچ کلمهای صرفا «یک کلمه» نیست و همواره زنجیرهایی از کلمات را به دنبال خود یدک میکشد، همانند هولوکاست. زمانی که از هولوکاست نام میبریم، آن کلمه ما را به یاد جنایت میاندازد، این بد و منفی است. در واکاوی بعدی به لایه دوم و کشتار یهودیان میرسیم؛ گرچه کشتار انسان دیگر، عملی نکوهیده میباشد اما مرکزیت قوم یهود در این جنایت و نسلکشی نتیجهی ارزشی دیگری را برای عدهای رقم میزند؛ آنها از این عمل حمایت میکنند و در مواردی افراطی حتی بانیان این عمل را مورد قضاوت قرار میدهند که چرا تمام آنان را نکشتند؟ در بحث تناسب این کلمه نیز میتوان به کلمات دیگری چون «ناسیونال سوسیالیسم»، «هیتلر»، «آیشمن»، «آشوویتس» و «یهودیان» رسید. زمانی که واژهی 《یهودستیزی》 را میشنویم، ناخودآگاه کلمه «رایش سوم» نیز به ذهن ما متبادر میشود اما رفتار خشونتآمیز با یهودیان پدیدهای مدرن نبوده و به گذشته تعلق دارد.
در ابتدا باید تمایزی میان یهودستیزی و یهودیت ستیزی قائل شویم؛ اولین منازعات نامحدود در بعد زمانی و مکانی نسبت به یهودیان در قرون ابتدایی میلادی و توسط مسیحیان رقم خورد. این منازعات رنگ و بویی مذهبی داشت و علل آن در رفتار یهودیان نسبت به مسیح خلاصه میشود: 1) یهودیان باید به عیسی مسیح ایمان میآوردند و او را همان منجی میدانستند که کتاب مقدس به آنان بشارت داده بود اما کوردلی دینی آنان مانع از تحقق این امر شد؛ 2) دلیل دوم نقش یهودیان در توطئه علیه مسیح و مصلوب شدن وی بود. این دلایل تا سدههای بعدی مهمترین دلایل «یهودیتستیزی» را تشکیل میدادند.
گسترش مسیحیت در امپراتوری روم و به ویژه واپسزنی ادیان غیرمسیحی، تعارض با یهودیت را نیز از سده چهارم شدت بخشید. یهودیان در سدههای میانی خود را با جامعهای سرتاسر مسیحی مواجه میدیدند؛ جامعهای که آنان را به منزله جسمی خارجی دریافت میکرد. در دورانی که دین مؤلفه سازنده همهی شئون زندگی آدمیان بود، تأثیرگذاری باورهای دینی متفاوت نمیتوانست تنها به رفتن به عبادتگاههای متفاوت محدود شود، بلکه به ناگزیر به همه عرصههای اجتماعی دامن میگستراند. در سال 1099 که پاپ حکم جهاد برای آزادسازی اورشلیم را صادر کرد، مسیحیان پیش از جنگ با قوم «بیایمان» در اورشلیم به جنگ با «بیایمانان» موطنشان رفتند و در شهر وومس آلمان، صدها یهودی را کشته و بقیه را بزور غسل تعمید دادند؛ سایر یهودیان نیز از ترس جانشان به مسیحیت گرویدند. در سال 1215، شورای چهارم لاتِران حتی خواستار آن شد که یهودیان با نشانهای زرد رنگ یا نوعی «کلاه یهودی» در ظاهر متفاوت شوند. این برخوردهای اجتماعی با یهودیان منجر به محدودیت آنان از فعالیت در بسیاری از حرفهها شد که یهودیان از این فرصت بهره جسته و به سوی حرفهی وامدهی و نزولگیری روی آوردند که این خود نیز یک دلیل اقتصادی به مجموعه علل تنفر از یهودیان افزود.
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#کارگروه_اندیشه_سیاسی
Post #754
959