✅هَزارَهها کیستند؟!
🔴 معرفی اجمالی هَزارَهها
‼ادامه..............
🔹فرضیه مغولی بودن هَزارَهها محل تردید، فاقد سندهای متقن و بیشتر بر پایه فرضیات و تشابهات ظاهری استوار است. زیرا:
۱) نیروها و سربازان چنگیز پس از فتح سرزمینها، دوباره به سرزمین خود باز میگشتند. آنها به صورت انبوه در جایی مستقر نشدند و تاریخ هم به آن اشارهای ندارد.
۲) مغولان برای سکونت و زندگی، سرزمینها و اراضی فراوان و حاصلخیزی در مناطق متصرفی در اختیار داشتند و در صورت ارداه برای ماندن، در بهترین آنها مستقر میشدند نه مناطق کوهستانی و صعب العبور هَزارَهجات.
۳) تا کنون هیچ هَزارَه مغولی زبان پیدا نشده است، حتی فرهنگ و زبان مغولی را هم نمیدانند.
در اینکه هَزارَهها شباهت فیزیکی زیادی با مغول دارند، جای بحثی نیست؛ از سویی فقط هَزارَهها نیستند که شباهت فیزیکی با مغولها دارند؛ ازبکها، ترکمنها و قرقیزها نیز این چنین هستند. (علی آبادی، ۱۳۹۵: ۸۸_ ۹۰)
محقق و پژوهشگر برجسته معاصر حسینعلی(کاظم) یزدانی نیز در جلد اول کتاب "پژوهشی در تاریخ هزارهها" تصریح دارند که در هیچکدام از منابع تاریخی دوره استیلای مغولان که در آنها جریان فتوحات و تصرفات چنگیز در آنها ثبت و ضبط شده است اشاره ای به این مطلب نشده است که بخشی از لشکر چنگیز در افغانستان کنونی باقی بمانند، لذا پذیرش چنین نظری از نظر اسناد و مدارک تاریخی، مردود و نامعتبر است.
صدها شواهد و قرائن تاریخی و باستانشناسی و مردمشناسی وجود دارند که همگی ثابت میکنند هزارهها، نه تنها از بازماندگان لشکر چنگیز مغول در افغانستان نیستند، بلکه قدمت حضور هزارهها به قبل از اسلام و قبل از میلاد مسیح _دوران گسترش آیین بودایی در منطقه_ میرسد که بخشی از این دادهها و یافتهها توسط محققان و پژوهشگران فرانسوی مثل موسیو فوشه کاملا مستند و مستدل ارائه شده است. (نگاه کنید به؛ یزدانی، حسینعلی؛ ۱۳۹۰: ۹۵_ ۱۱۳ و همچنین به؛ ناصری داودی؛ ۱۳۸۶: ۲۳_۲۵)
مری لوئیس کلیفورد هزارهها را اینگونه توصیف میکند؛ عموما بسیار زحمتکش، صرفه جو و درستکارند، اما زیستگاهشان ناسازگارتر از آن است که بگذارد ایام دمی به کام ایشان باشد.(۱۳۷۱: ۵۹)
هزارهها در تاریخ معاصر افغانستان دچار ظلم و ستم فراوانی شدهاند. به ویژه در عصر امیر عبدالرحمان خان در بین سالهای ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۳م، فجیعترین جنایات تاریخ این کشور را در حق ایشان انجام داد و تمام مناطق هزارهنشین را به ویرانه تبدیل کرد. برآوردها نشان میدهد ۶۲ درصد از کل قوم هزاره، در این نسلکشی کم سابقه قتلعام شدند. (امیرخانی؛ ۱۳۸۹: ۷۹_۸۰)
منابع:
_ امیرخانی، غلامرضا(۱۳۸۹)؛ افغانستان. تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی.
_ سجادی، سید عبدالقیوم(۱۳۸۰)؛ جامعه شناسی سیاسی افغانستان. قم: بوستان کتاب.
_ کلیفورد، مریلوئیس (۱۳۷۱)؛ سرزمین و مردم افغانستان، ترجمه مرتضی اسعدی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
_ کورنا، لورل (۱۳۸۷)؛ افغانستان. ترجمه فاطمه شاداب، تهران: انتشارات ققنوس.
_ علی آبادی، علیرضا(۱۳۹۵)؛ جامعه و فرهنگ افغانستان. تهران: گروه انتشاراتی بین الملی الهدی.
_ ناصری داودی، عبدالمجید(۱۳۸۶)؛ تاریخ تشیع در افغانستان. قم: مرکز جهانی علوم اسلامی.
_ یزدانی، حسینعلی (۱۳۹۰)؛ پژوهشی در تاریخ هزارهها. دو مجلد در یک جلد، تهران: انتشارات عرفان.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Post #695
1.17K