✅سریال سلطنت روایتی از زنانهترین دوره تاریخ اروپا
🖋متینا ابراهیمی
🔻زندگی ماری ملکه اسکاتلند، بارها مورد توجه کارگردانان و فیلمسازان قرار گرفته است. فیلم ماری ملکه اسکاتلند 1971 و ماری ملکه اسکاتلند2018 دو اقتباس سینمای آمریکا از زندگی ماری استوارت است. همچنین فیلم ماری یکم اسکاتلند 2013 اقتباسی سوئیسی از زندگی ماری استوارت است. اما سریال سلطنت، ما را به مدت چهار فصل همراه ماری استوارت میکند. ژانر سریال بیش از اینکه تاریخی باشد درام است و رگههایی از ژانر فانتزی در سریال مشاهده میشود. بعضی روابط و شخصیتها بر اساس اهداف دراماتیک سریال، تغییر کردهاند، اما همه اینها مانع از آن نشدهاست که نتوانند وضعیت اروپا را در نیمه دوم قرن شانزده میلادی نشان دهند.
بزرگترین دلیلی که زندگی ماری استوارت انقدر مورد توجه قرار گرفته است، ایناست که او نه به دلیل ازدواج با یک پادشاه بلکه به دلیل حق تولدش ملکه است.
داستان از جایی آغاز میشود که ماری استوارت پس از سالها دوری از دربار فرانسه و زندگی در صومعه، به دلیل سوقصدی که به جانش میشود، به دربار فرانسه باز میگردد تا با ولیعهد فرانسه، فرانسیس دوم ازدواج کند.
سریال به خوبی کشکمشهای درون دربار فرانسه و در ابعاد بزرگتر اروپا را نشان میدهد. درگیریهای پروتستانها و کاتولیکها به خوبی نشان دادهمیشود. حضور الیزابت والوا، ملکه اسپانیا و شاهدخت فرانسه و اشاره به تفتیش عقایدی که وی در طول مسیرش از اسپانیا به فرانسه انجام میدهد، نشانگر وضعیت پروتستانها در سرزمینهای کاتولیک در قرن شانزده میلادی است.
نقش زنان در اداره امور فرانسه بیش از هرچیز دیگر پررنگ نشان داده شده است. در فصل نخست نقش کاترین د مدیچی در امور کشور اگر بیشتر از همسرش نباشد، کمتر نیست. این نفوذ در فصول بعد که پسرانش به حکومت میرسند، بیشتر نیز میشود. این موضوع فقط به ملکه و ملکه مادر محدود نمیشد و همسران وزرا و معشوقههای سلطنتی نیز از این قائله مستثنی نبودند. به نوعی که زنان در دربار فرانسه دولتی در دولت ایجاد کردهبودند.
یکی از نقاط قوت سریال، پرهیز از مردانه جلوه دادن زنان داستان برای نشان دادن قدرت آنان بود. سریال از کلیشههای زنسالاری و فمنیسم پرهیز کردهاست. بر خلاف سریالهای مشابه، مانند شاهزاده اسپانیایی که برای نشان دادن قدرت کاترین آراگن، زره بر تن او میکنند و کاترین باردار را به میدان جنگ میفرستند، در این سریال خبری از چنین بزرگنماییهایی نیست. ماری استوارت با اینکه فنون جنگ را بلد است، اما زره به تن نمیکند و به میدان نمیرود. او ملکه است. ملکهای با درایت که میتواند به راحتی مردان دربار خود را سرکوب کند، به آنها دستور دهد و یا جنگ را از پشت میدان فرماندهی کند. او به همسر خود میفهماند که با یکدیگر برابراند و همانقدر که فرانسیس پادشاه است، ماری نیز ملکه است! پردازش چنین شخصیت زنانهای آنهم در زمانی که نویسندگان برای شخصیتهای قوی زن، مشخصاتی مردانه در نظر میگیرند، جای تحسین بسیار دارد.
شخصیت پردازی سریال بسیار زیباست. هر چند برخی از شخصیتها تغییر کردهاند یا با عناصر فانتزی همراه شدهاند، اما بازهم از جذابیت سریال کم نمیکند. یکی از عناصر اصلی داستان حضور نوستراداموس و پیشگوییهایش است. پیشگویی اوست که مرگ فرانسیس دوم را با عناصر فانتزی همراه میکند و بازی جدیدی را در درباره فرانسه آغاز میکند.
آنری دوم به خوبی پردازش شدهاست. پادشاهی شهوتران که برای رسیدن به خواستههای سیاسی و شخصی خود، حتی حاضر است همسر خود را بکشد یا دست کم طلاق دهد و با نامزد پسرش ازدواج کند.
سریال از پس نشان دادن بازیهای سیاسی به خوبی برآمدهاست. هنگامی که خبر مرگ ماری یکم انگلستان به فرانسه میرسد، توضیحاتی که در مورد ادعایی که ماری استوارت بر حکومت انگلستان دارد، کاملا این مسئله را روشن میکند. در مورد ضرورت ازدواج الیزابت و یا ماری استوارت با لرد دارنلی که او نیز یکی از اعضای خاندان سلطنتی است و کشمکشهایی که به وجود میآید، شرایط ماری و الیزابت را به خوبی نشان میدهد.
داستان سریال و پردازش شخصیتها به نحوی پیش میرود، که حتی با اینکه بسیاری از وقایع تاریخی در سریال نشان داده نمیشود اما وقوع آنها اصلا بعید به نظر نمیرسد. تلاشهای کاترین د مدیچی برای کشتن دختر خودش، کشتن پسرش، شارل نهم، به دستان او را دور از ذهن نمیکند.
خبری از به تصویر کشیدن کشتار سن بارتلمی نیست، اما آشفتگی دربار فرانسه و عدم توانایی کاتولیکهای دربار در کنترل پروتستانها، وقوع فاجعه سن بارتلمی را دور از انتظار به نظر نمیرساند.
‼‼ادامه دارد.....
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_هنر_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Post #664
640