✅پیوند شاهنشاهی و جنگسالاری در ایران باستان
🖋امیرحسین مومن
🔻یکی از اصول آیین های کشورداری و شهریاری در ایران باستان و خاصه عصر هخامنشی، پیوند سترگ میان شاهنشاهی و جنگسالاری بوده است. شاهنشاهان امپراطوری هخامنشی، همه جنگسالار بودند و این خصوصاً ملازمه با شهریاری ایشان داشته است. چنانچه میدانیم کوروش کبیر شخصاً فرماندهی و سالاری سپاه را در همه ی جنگهای اصلی امپراطوری و کشورگشایی های خود برعهده داشته است. کمبوجیه، پسر کوروش، هرچند که از طغیان برادر خود، بردیا، اندیشهناک بوده است، اما حمله به مصر را شخصاً فرماندهی کرده است. خشایارشا و اردشیر نیز هردو نبرد آتن را شخصاً فرماندهی نمودند. این تاجایی است که در دوران افول شهریاری هخامنشی، داریوش سوم، که فرمانده ی قابلی نبود، حاضر به واگذاری جنگسالاری به سرداران و درباریان خود نشد و آنرا شخصاً برعهده گرفت، چراکه این واگذاری را مساوی با واگذاری سلطنت خویش درنظر داشت. این نکته بر این مسئله استوار بود که گمان میرفت نخستین علت از کف دادن شهریاری به فراموشی سپردن فن جنگاوری باشد. چنین شد که با فرار تختگاه سلطنتی داریوش سوم از میانه ی میدان جنگ، ارتش ایران فروپاشید و مقدونیان چیره گشتند. نیکولو ماکیاولی در کتاب شهریار خود به شاهزاده ی ایتالیایی چنین توصیه میکند: "شهریار میباید به تن خویش به میدان آید و سپاه را سالاری کند تا بر دشمنان فائق آید."
🔷 چنانچه بسیاری از شارحان ماکیاولی بحث کرده اند، اندیشههای کسانی مثل افلاطون و ماکیاولی را میتوان متاثر از اندیشههای سیاسی در ایران باستان دانست. ماکیاولی در ادامه ی بحث خود درباره سپاه می افزاید: "سپاهی که شهریار به دفاع از کشور خویش میگمارد یا برساخته از مردمان بومی همان کشور است یا از مزدوران و سپاهیان کمکی و یا آمیزهای از این دو. مزدوران و سپاهیان کمکی بیهوده و خطرناک اند و اگر کسی کار دفاع از کشور خویش را به مزدوران سپارد، هرگز ایمن و آسوده خاطر نتواند بود، چراکه از هم گسیخته و قدرت طلب و بی بند و بار و پیمان شکن اند و با دوستان دلیر و در برابر دشمنان زبون، و دلیل آن این است که جز آن دستمزد ناچیز هیچ انگیزهای ایشان را به پایداری در میدان پایبند نمیکند و این نه چیزی است که ایشان را به جانفشانی در راه شما بکشاند.
🔹" در ایران عصر هخامنشی نیز، بعد از سلطنت داریوش بزرگ، ارتش ایران منسجم شد و سپاه جاویدان که ده هزار نفر بودند را مردم بومی پارسی تشکیل میداد. البته این هسته ی مرکزی ارتش هخامنشیان بود و در کنار آن، سپاهیان کمکی و فرعی از ساتراپ نشین های شاهنشاهی مثل ساتراپ بابل، مصر، یهودیه، کلیکیه و ... نیز حضور داشتند که تحت فرمان شاهنشاه هخامنشی بعنوان سالار سپاه بودند. مجموعا میتوان گفت که آیین کشورداری و شهریاری در ایران باستان، با فن جنگسالاری در پیوند بوده و اصول خاص خود را نیز داشته است.
#یک_فنجان_سیاست
#کارگروه_تاریخ_و_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Post #645
720