✅نظم تقیخانی و شورش سالار
🖋به قلم امیرحسین مومن
🔻بزرگترین توفیق سیاسی میرزا تقیخان امیرکبیر، چیزی است که از آن با نام «نظم تقی خانی» نام برده میشود. این نظم برجسته کننده ی لیاقت و کاردانی امیر در بُعد امنیت داخلی است. یکی از مهمترین وجوه آن، پیروزی امیر بر سالارالدوله و دفع غائله خراسان میباشد. در سالهای پایانی سلطنت محمدشاه، الهیارخان آصفالدوله که دایی شاه بود و در تکاپوی رسیدن به مقام صدارت، از رقیب خود، حاجی میرزا آقاسی، بازمانده بود، تحریکاتی در خراسان انجام میداد که خبر از طلیعه ی یک جدایی طلبی داخلی میداد. شورشی که در رأس، سالارالدوله، پسر الهیارخان بود. سالار در دوران حکومت پدرش بر خراسان، مقام خوانسالاری شاه را داشت و نام سالارالدوله هم به وراثت از همین مقام به او رسیده بود. حاجی میرزا آقاسی، صدراعظم شاه که تحریکات آصفالدوله را در خراسان مشاهده میکرد، او را به مقام تولیت آستانه قدس رضوی منصوب و از حکومت خراسان عزل نمود و بجای او پسرش، سالارالدوله که مورد اعتماد شاه بود، به امارت خراسان رفت. اما، صدراعظم با این کار خود، ناخواسته، صرفاً یک امتیاز به طرف مقابل داده بود و علاوه بر حکومت خراسان، درب گنجینه های حرم رضوی را هم بروی آصفالدوله گشوده بود. سالار بعد از استقرار در خراسان هم داستان پدر شده و بر ضد شاه شورید. محمدشاه لشکری را به فرماندهی حمزه میرزا، عمویش روانه خراسان نمود، اما مرگ شاه در ۲۵ رمضان ۱۲۶۴ اوضاع را دگرگون کرد. در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه و صدارت امیر، قوای دولتی در ناامیدی کامل در خراسان به سر میبردند. از یک سو بیماری و قحطی در لشکریان رسوخ نموده بود و از سویی دیگر سران و خوانین ترکمان و خراسان با سالار همدست شده بودند. علاوه بر آن مردم مشهد نیز در مقابل قشون دولتی، از سالار حمایت میکردند. اما کفایت و کاردانی امیر در دفع این غائله چونان سندی در تاریخ ثبت شده است. امیرکبیر بجای حمزه میرزا که در خراسان غارتها کرده بود، حسامالسلطنه را فرستاد. همچنین برای قوت لشکریان مرتباً به قوای دولتی آذوقه و پول و اسلحه ارسال مینمود. حاج میرزا حسن خان انصاری در کتاب آگهی کار شاهان در این باره چنین مینویسد: «خودم ایستاده بودم که محمدشاه پانزده فوج سوار مستعد مکمل روانه خراسان نمود. وقت سان دادن در میدان به آنها شخصاً خطاب نمود: ای سرباز و سوار، زن و بچه ی خراسانیان یاغی را به شما بخشیدم. بروید هرچه میخواهید بکنید. این خبر به خراسانیان رسیده، همه در طغیان و همراهی سالار فدائی وار کوشیدند و هرچه قشون رفت خلع اسلحه نموده و کشتند و باز هم خودم ایستاده بودم که امیرکبیر به زحمتی فوق الحصر چند فوج راه انداخت، روز سان به حسامالسلطنه فرمود: خراسان ملک شاه است و خراسانیان اولاد شاه. تو مأموری با این افواج بروی، یک نفر، حسن خان سالار را که میگویند یاغی شده بگیری. اگر شنیده شد یک سوار، یک توبره کاه، بی پول و بی رضایت از خراسانی گرفته و تو شکم آن سوار را ندیده ای، شاه شکم تو را خواهد درید. عیناً این کلام به خراسانیان رسیده، خودشان ولایت به ولایت بی جنگ دروازه گشودند». بدین ترتیب، امیرکبیر، خراسان ایران را به تدبیر و کاردانی، دوباره به خاک ایران برگرداند. کاری که جانشین او، میرزا آقاخان نوری، در آن توفیقی نداشت و با همان سیاست چماق و هویجی محمدشاه، نهایتاً هرات و ولایات افغانستان را از دست داد.
#تاریخ_سیاسی_ایران
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Post #614
745