✅شهروندی در شهر تکنولوژی و بازگشت به معنا
🖋به قلم محمدامین نیک صفت
🔻پیشینه واژه شهروند و شهر بر کسی پوشیده نیست. شهروند ریشه در واژه شهر داشته و در واقعیت ویژگی بارز آن و تفاوتی که با سایر افراد داراست از دید فلاسفه یونان حضور اجتماعی و حضور سیاسی نیز است.
حضور سیاسی که همراه با مشارکت سیاسی و اجتماعی خود بخش اعظمی از وظیفه اداره شهر را بر عهده می گیرد و شهروند با این مشارکت فعال خود تبدیل به یک شهروند خوب میگردد. امروزه بسیاری از مفاهیم و نمادها از جوهر فیزیکی خود تهی گشته و به بستر فضای دیجیتال و رسانه وارد گشتهاند. سایت های فروش کالا با جلوه های بصری خاص خود و عرضه اطلاعات مختلف پیرامون کالاهای متنوع به خوبی مسیر جایگزینی بازارهای فیزیکی راپرمیکنند. به خصوص این مسئله در پی گسترش ویروس کرونا با شدت بیشتری طی طریق می نماید. و ما به نوعی شاهد شکل گیری شهرهای تکنولوژی هستیم که نیاز ما را از طریق فضای دیجیتال تامین نموده و ما را تبدیل به شهروندان خود نموده است و شهروند نمونه آن کسی است که بتواند در این شهر از داده های بیشتری بهره برده یا خود بخشی از فرآیندinput را بر عهده بگیرد . این تغییر از فضای فیزیکی به فضای مجازی یا دیجیتال در بستر تکنولوژی رسانه به جای خیابان ها خود به خود هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ فیزیکی تغییرات وسیعی در فرد ایجاد می نماید. در واقع شهر تکنولوژی نیازمند شهروند تکنولوژیکی است که بتواند حیات اجتماعی و حتی سیاسی خود را منطبق با بستر این شهر سازد. اما این مسئله تا چه حد با انسان امروزی سازگار است و چه آیندهای را برایش در پی خواهد داشت؟
🔹امروزه فضای غالب فضایی است متشکل از یک کیبورد و یک صفحه اسکرین و ده انگشت دست آدمی. تنوع و فعالیت فیزیکی جای خود را به تایپ ده انگشتی داده است و عملاً تنها عضو فعال بدن در بعد جسمانی انگشتان هستند .شاید خیلی متوجه انطباق دشوار خود با ویژگیهای دستگاه نباشیم در نتیجه همانطور که مایکل هایم در متافیزیک و واقعیت مجازی می نویسد ما دچار عارضه هم گیر محل کار میشویم که عارضه حرکت تکراری یاRMS نامیده میگردد.در سوی دیگر نوعی اطلاعات شیفتگی در افراد به وجود آمده و این جنون به قول افلاطون دو پهلوست: میتواند الهی یا احمقانه ،الهام گرفته یا از سر دیوانگی باشد. زبان ما نیز دیگر ان زبان پیشین نیست . زبانی که تجلیگاه پردازش داده ها در ذهن انسان بود جای خود را به پردازشگری داده است که سرعتی بیشتر و شاید دقتی افزونتر داشته باشد. این مسئله را در اشتباهات تایپی به خوبی میتوان ملاحظه نمود. آن دقت خشنی که افراد هنگام نوشتن مطلبی بر روی کاغذ داشتند در کنار غیر قابل اصلاح بودن اشتباه در هنگام نوشتن روی کاغذ که میزان دقت را افزایش داده و در پی آن استرس غلط نویسی موجب فعالیت بیشتر ذهنی میگردید حالا با زدن دکمه back space یا delete در صفحه کلید و جابجایی یا اصلاح متن از بین رفته است و عمق ما هر روز بیش از گذشته رو به تحلیل می رود. اینجا معنا نیز هر روز کمرنگ تر می گردد و زبان تکنولوژی ارباب معنا و انسان می شود. این یعنی تفکر و تعمق خود بنیان بردهی ارباب فناوری گشته است. زمانی که انسان به معنای برخی چیزها توجه می کند با وجود آنکه سرعت کامپیوتر را ندارد اما تفکر، تأمل و تعمق وارد دایره تحلیل و فهم معنا می گردد که این مثلث کمتر در صفحه اسکرین به چشم میآید. شوق تحقیق و گشتن در قفسه های مختلف با وجود سختی ها و محدودیت ها موجب ارزش والای معنا می گردید در حالی که سهولت دسترسی به اطلاعات و داده های بیشتر امروز جایگاه معنا را به جای اعتلا در شیبی نزولی قرار داده و عن غریب است که آدمی شاهد سقوط معنا باشد.
🔹این بحران معنا امروز میتواند بر مشارکت سیاسی شهروندان و کیفیت آن اثر مستقیم گذارد. امروز تفکر در باب کیستی حاکم لایق جای خود را به جلوه های بصری و تبلیغاتی نامزدهای تصدی یک حکومت می دهد و معنا حلقه گمشده زنجیرهای میشود که در انتخاب شهروند اثرگذار خواهد بود و نتیجه آن می گردد که در عوض حاکم بودن فرد شایسته که البته خود نیز جای بحث های زیادی دارد عوام فریب و دیوانه و شاید به یک معنای دیگر پوپولیست کرسی حکومت را تصاحب نماید و این اتفاق با سر انگشتان خود شهروندان رخ میدهد. خطر این بحران از قول استیون هاوکینگ اینگونه است که این تکنولوژی تا بدانجا پیش روی کرده است که رفته رفته با انسان برابری کرده و حتی در پی پیشی گرفتن از اوست. 《چنین موجودی می تواند روی پای خویش بایستد و هر بار با شتاب بیشتری خود را از نو طراحی کند و بشر که به دلیل محدودیت های بیولوژیک سرعت کمتری دارد بدون توانایی رقابت عقب خواهد ماند》. بنابراین اینجا بشر باید زبان را در خدمت اندیشه قرار دهد و معنا را تبدیل به ارباب اندیشه سازد.
#فلسفه_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Post #606
599