✅معماری فاشیستی🏛️
🖋به قلم : علی میرزاخانی
🔻آن دسته مکاتب سیاسی که در طول تاریخ، مجال آن را یافتند که بصورت یک حکومت یا فرهنگ پا به عرصه عینیت گذارند، علاوه بر ریشه های فکری ژرف خود، برای پویایی و بازتولید خود که بقای آن را ضمانت کند، نیازمند نمودهای ملموسی در زیست انسانی بستر خود هستند که معماری فاشیستی از جمله تجلیات ملموس اندیشه فاشیسم -و نازیسم- در عرصه هنر بشمار میرود.
🏛️ از اواسط دهه ۱۹۲۰م که بنیتو موسولینی در ایتالیا، جایگاه نخست وزیری خود را بعنوان رهبر ایتالیا و با رسالت احیاء شکوه روم باستان، اعتلا بخشید، بارقه های این گونه معماری در اروپا هویدا گشت و روی کار آمدن حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان برهبری آدولف هیتلر در اوایل دهه ۱۹۳۰، این سبک را به کمال رساند، اما با شکست دول محور در جنگ دوم بینالملل، در دهههای بعدی، این شیوه معماری، مهجور ماند.
🏛️ افزون بر شرح دوره رواج این شیوه منحصربفرد معماری مدرن، مهمترین نکته آنست که خصائص این سبک، کاملاً برخواسته از پایههای فکری این مکتب است.
در اندیشه فاشیسم(که در این متن بجهت اختصار، فاشیسم با ناسیونال سوسیالیسم، مترادف درنظر گرفته میشود)، مفهوم ملت و جامعه همخون، بسیار ارزشمندتر از فردیت درنظر گرفته میشود و اینجاست که نمای ساختمان های فاشیستی، دارای پنجرهها و طبقات متعدد هستند که با قرابت به مجتمع های مسکونی، مفهوم اصالت جمع را مورد تأکید قرار دهند که در این مورد، تفاوت آن با معماری کمونیستی در آنست که مؤلفه های بومی معماری و از همه بارز تر، اصل تقارن در معماری فاشیستی، بکار برده میشود.
قرینه سازی ساختمان، بیانگر نظم و کنترل دقیقی است که توسط پیشوا بر سراسر شئون زیست مردمان، سایه می افکند.
ناگفته نماند که تقارن و تقسیم بندی های منظم، در فضای داخلی ساختمان نیز تماماً اجرا میشد و صرفاً متعلق به نما نبود.
🏛️در معماری فاشیستی که در ایتالیا رواج داشت، از الگوهای هنری روم باستان و در آلمان، تا حدودی از اساطیر ژرمنی بهره گرفته میشد که این، همان قواعد بومی معماری است.
اما در هردو کشور آلمان و ایتالیا، این الگوها بطور مطلق و وافر بکار برده نمیشد چراکه اصل نمایش اقتدار و قهر ملی، بیشتر در بناهای ساده، اما منظم، قرینه و نسبتاً مرتفع رخ مینمود و در سده بیستم، ساختمان های مجلل و پر نقش و نگار روم باستان، بیشتر یادآور اشرافیت و پادشاهی های سنتی بود!
🏛️ مسأله بسیار مهم، طرح هیتلر در برپایی ابرشهر ژرمانیا در پایان جنگ به پیروزی آلمان بود که به آلبرت اشپیر واگذار شده بود. در ماکت موجود از این شهر فرضی، کاخ رایش ژرمانیا و گنبد عظیم آن، قرار بود که بزرگترین ساختمان جهان باشد.
هیتلر، با اشتیاق فراوانی طرحهای اشپیر را بررسی مینمود، در نقشهای که اشپیر برای ژرمانیا ترسیم نموده بود، حتی خیابانها و ارتفاع بناهای حوالی کاخ رایش نیز، تقارن و نظم واحد سلسله مراتبی، رعایت شده بود.
🏛️از چهرههای مطرح این معماری در ایتالیا میتوان به مارسلو پیاسنتیتی و در آلمان نیز به آلبرت اشپیر اشاره کرد.
ازجمله مکسوبات این معماری از تمدن روم باستان عبارتند از طاق های مرتفع، پلکان و ایوان در میانه بنا و تاحدودی حجاری های ظریف بر دیوارهای داخلی.
اما همانطور که بیان شد، این موارد همواره بکارگیری نمیشد.
الگوهای قوم ژرمن و مردمان آریایی که تاحدود زیادی با اساطیر سلتی، وایکینگی، ساکسونی و... همپوشانی داشت در نمونههای آلمانی، کاربرد فراوان داشت که برای مثال، ساختمان مرکزی حزب نازی موسوم به خانه قهوهای نیز آشکار بود.
عمدتاً این نمادها حول محور خورشید و مهرپرستی بروز یافته بودند که مهمترین آنها سواستیکا، سیگ، هاگال، اودال و... بودند.
وجود معدودی گروههای مخفی در حکومت نازی نظیر انجمن تول که در علوم خفیه و ماورائی فعالیت داشت، موجب شد که بعدها برخی هواداران نظریات توطئه، تفاسیر نسبتاً بی اساس و غیرعلمی از این نمادها ارائه دهند.
#هنر_و_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Post #598
685