✅مقولهی زبان و سیاست
🖋به قلم محمدامین نیک صفت
(دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی)
..........
🔻به کارگیری زبان و استفاده از واژگان در ارتباط بدون شک مقدم بر محتوای آن است پس مقوله زبان امری است اجتناب ناپذیر در بعد فردی، اجتماعی و حتی بعد جهانی. در حقیقت این مقوله زبان است که موجب میگردد آراء متفاوت بسیاری پیرامون پدیدهای معین یا خاص پدید آید. مثالی از ویتگنشتاین به خوبی می تواند موید این نکته باشد که زبان و تجلی فکر در آن در مواردی با سیری مشابه چقدر متفاوتند. او میگوید فکر کنید که من دارم تنیس بازی میکنم و شما به من میگویید که چقدر بد تنیس بازی می کنید و باز من در پاسخ میگویم که من می دانم بد بازی میکنم ولی نمیخواهم بهتر بازی کنم و شما می توانید بگویید که 《هر طور که دلتان میخواهد》.مثال دیگر، فکر کنید که من به شما دروغ نامربوطی گفتهام و شما به من میگویید تو مثل یک حیوان رفتار می کنی و من در جواب میگفتم میدانم که مثل یک حیوان رفتار می کنم اما نمیخواهم بهتر رفتار کنم.آیا میتوانید در اینجا نیز به من بگوید 《خوب هرطور دلتان میخواهد》؟؟؟مسلما خیر، بلکه میگویید بهتر رفتار کن. علت وجود تفاوت در اینجا این است که ما با یک حکم ارزشی مطلق روبرو هستیم، در حالی که مثال اول نمونهای از حکم نسبی است. از طرفی ما به طور مداوم در امور واقعی از تشبیهات استفاده میکنیم که دایره آن به حوزههای متفاوت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی ، اخلاقی و مذهبی باز میگردد اما تشبیه باید شبیه چیزی باشد و به قول ویتگنشتاین اگر من بتوانم امر واقعی را به وسیله یک تشبیه توضیح بدهم باید همچنین قادر باشم تشبیه را کنار بگذارم و امور واقع را بدون آن توضیح دهم.در مورد ما همین که تشبیه را کنار بگذاریم و فقط امور واقعی را که پشت سر آن قرار دارد ذکر کنیم درمییابیم چنین امور واقعی وجود ندارد. مثالی دیگر به کار بردن واژه اولین بار برای انسانی است که سخنی را در جمعی مطرح می نماید و شما با اطمینان می گویید این اولین بار است که چنین سخنی در جهان به زبان انسانی جاری شده است.این قضاوت تنها در صورتی که شما سخنان تمامی انسان هایی را که پیش از این و در حال حاضر حیات داشته و دارند را شنیده باشید و بعد چنین حکمی را با صراحت بیان نمایید. پس بهتر است به جای جمله بالا بگویید که تا آنجا که من در طول حیات خود دیده و شنیده ام این اولین بار است که چنین سخنی از دهان فردی نزد من جاری می گردد. بنابراین بیان صحیح در زبان برای گفتن چنین سخنی وجود خود زبان است که به نحوی معجزه وجود جهان را هم می تواند اثبات کند. شاید این نگاره از دید خوانندگان نگارهای فلسفی و ادبی به نظر آید اما عالم سیاست که در واقع در تمامی ابعاد زندگی فرد فرد انسانهای روی کره زمین ایفای نقش میکند نمیتواند از این مسئله گریزان باشد.
🔹حقیقت آن است که عرصه سیاست تا آنجا که نویسنده این متن به چشم خود دیده و به گوش شنیده در محدوده مکانی ایرانزمین و در قالب رسانه های جمعی و سایر رسانه های در دسترس وی عرصهایست سراسر مملو از سخنان افراد مختلف. سخنانی که متاسفانه اغلب بدون تفکر خاص و استعمال زبان به هر طریق ممکن فقط برای بیان یک مطلب و با هدف اثرگذاری در ارتباط بیتوجه به قواعد و اثرات زبان مستعمله در آن واحد و در آینده به کار گرفته می شود. این موضوع در سیاست ایران امروز به خوبی به چشم می آید که اکثر سیاسیون کشور ما به دلیل عدم استعمال صحیح از زبان در بیان یک محتوا اغلب مجبور به تفسیر آرا و سخنان خود در موقعیت مکانی و زمانی متفاوتی میشوند و اصلاً به تبعات سخنی که از زبانشان جاری گشته توجهی ندارند که این مقوله میتواند چه اثراتی بر قضاوت و حتی بر زندگی افراد داشته باشد.
🔹 مثلاً اگر جناب رئیسجمهور روحانی زبانی بهتر و صحیحتر با رعایت قوانین و قواعد آن به مانند آنچه که پیشتر ذکر گردید را در کمپین ها و سخنرانی های انتخاباتی در ذکر وعده ها و برنامههای خویش به کار می بردند امروز چنین قضاوت نمی گردید که ایشان خُلف وعده نمودهاند و جو عمومی در مواجهه با سخنان اخیرشان هنگامی که گفتند به تمامی وعده های انتخاباتی خود عمل نموده اند به این حد از بهت زدگی و تعجب فرو نمی رفت. و یا اگر به جای مقایسه و شبیه سازی شرایط مختلف، در بستر زمانی و مکانی خاص یک پدیده سخن می گفتند یقینا گزارشهای ایشان از خدمات دولت یازدهم و دوازدهم بیشتر مورد توجه و مقبول افکار عمومی قرار میگرفت. و صد البته که این مصداق برای خیل کثیری از سیاسیون و فعالین این عرصه صادق است. بنابراین باید در عالم سیاست علاوه بر 《 چه چیزی را گفتن》، 《چگونه گفتن》 را نیز به خوبی تمرین نمود چرا که سرنوشت افراد بسیاری بسته به زبان ماست.
#فلسفه_سیاست
#یک_فنجان_سیاست
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Post #595
697
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران ✅《آنچه را که نمی توانیم دربارهاش سخن بگوییم باید به خاموشی بسپاریم.》 ویتگنشتاین 🔻امروزه که ما شاهد ارتباط انسان ها در نقاط مختلف با یکدیگر هستیم و جبر مکانی تقریباً در برقراری ارتباط با دیگران قادر به محدود کردن و بستن دست و پای ما نیست آنچه که اهمیت مییابد…