✅تداوم فرهنگی ایران در سپهر اشکانیان
🖋به قلم: امیرحسین مومن (دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران)
🔹🔹حمله ی اسکندر مقدونی به دولت شاهنشاهی هخامنشی در ۳۳۰ پ.م، سرآغاز یک آنومی فرهنگی، سیاسی و مذهبی در ملل تابعه شاهنشاهی پارس بود. با فروپاشی هخامنشیان، ایده ایزدشاهی ایران باستان تا برآمدن ساسانیان خاموش شد و فره ایزدی بدان درجه تنزل یافت که از صرف خاندان هخامنشی بیرون رفته و به هر دودمان پارسی در عصر ساسانیان اطلاق شد. نفوذ فرهنگ هلنی در ایران که ترکیبی از عناصر یونانی عصر سلوکیان و عناصر رومی دوران قیصرها بود، سبب ایجاد یک رشته مقاومتهایی در ایران و سایر ملل تابعه شاهنشاهی پارس شد. در ایران طبقه مغان، در مصر طبقه کاهنان و در یهودیه طبقه خاخامها، این مهم را برعهده داشتند. ایرانیان به زودی متوجه این مسئله شدند که بدون قدرت نظامی، توان مقاومت در برابر نفوذ فرهنگ هلنی را ندارند. از این جهت، مردانی از پارثیای ماوراءالنهر بسیج شده و با آنتیوخوس دوم، پادشاه سلوکی به مقابله پرداختند. این پهلوانان پارثی، در برابر سلوکیان مقاومت کردند و حتی چندین بار پایتخت آنان، سلوکیه، را متصرف شدند ، تا آنکه لژیونهای روم بر آنها فائق آمدند و بعد از آن، فرات، سرحدات ایران و روم شد. پارثیان با آنکه اصالتاً آریایی بودند، اما نزد عامه ایرانیان، منزلت و شکوه شاهنشاهی هخامنشی را نداشتند و به همین جهت، شیوه ی اداره ملوکالطوایفی، این امکان را به آنان میداد که مملکت را خاندانی اداره کنند. بنابراین اهمیت ایالت و شهر در عصر اشکانی بسیار برجسته است. از آن جمله است ایالت ارمنستان به تختگاهی آرتاکساتا (ایروان) و شهر ولوگاسیسیه (بلاشیه). واقعیت این است که اشکانیان به آیین رستم دستان، مهرپرست بودند، اما عدم تعصبات مذهبی، این امکان را برایشان فراهم میکرد که نسبت به آئینها و نمادهای کیش مزدیسنا (زرتشتی) متعهد شوند. بخصوص بلاش اول (ولوگاسیس اول) که در شهر تازه تأسیس ولوگاسیسیه به ایجاد مدارس مذهبی و جمع آوری متون مزدیسنا همت گماشت. هرچند افول خورشید اشکانیان را باید، در پرتویی مرکب از عناصر ایرانی و هلنی دید، اما باید گفت که ایران، عدم تلاشی فرهنگی اش بعد از حمله ی اسکندر را مدیون این پهلوانان ماورالنهری است.
#یک_فنجان_سیاست
#تاریخ_سیاسی
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
@utpsaa
Post #577
898