TGViewer
Finance & Economics Finance & Economics @utfinance · 12.7K subscribers
Post #6809 1.87K
📄 چپ ووک نیست؟

👤 مهرپویا علا

دوستی این متن را نشانم داد و پیشنهاد داد نقدی روی آن بنویسم. مطلب را خواندم و گفتم وقتی کسی حرف نادرستی می‌گوید شما می‌توانید روی آن نقد بنویسید. استدلال بیاورید، بگویید به فلان دلیل منطقی اینجا را نادرست می‌گوید یا حرفش با بهمان شاهد تجربی همخوانی ندارد یا شواهدش برای ادعایی که طرح می‌کند، کافی نیستند.

ولی وقتی کسی تمام حرفش این باشد: فوکو چنین گفت. اشمیت چنان گفت. ادوارد سعید این‌طوری گفت. هابرماس آن‌طوری گفت... و درنهایت: تو نفهم و فاشیستی و کتاب نخوانده‌ای و ایلان ماسک خرت کرده و شبکه‌های اجتماعی خرت کرده‌اند و دشمن فقرا و دوست غارتگران هستی و...

چه نقدی دارم روی این حرف‌ها بنویسم؟! اساساً چگونه می‌شود این حرف‌ها را نقد کرد؟ این‌ها پریشان‌گویی‌اند. در ایران فردید را می‌توان به‌عنوان مثال دیگری از این شیوهٔ سخن گفتن ذکر کرد. ما برای مثال می‌گوییم مارکس در کاپیتال غلط گفته است و در فصول اولیهٔ کتاب که نظریه‌اش را هم در همان فصول مطرح کرده است [بخش اعظم کاپیتال روضه‌خوانی است]، تقریباً هیچ پاراگرافی نیست که حداقل یک حرف غلط در آن نباشد. علی‌رغم این موضوع، باز هیچ‌گاه نمی‌گوییم مارکس هذیان گفته است؛ چون بیشتر حرف‌هایش، به جز آن بخش‌های بسیار اندکی که سعی کرده هگلی باشد، دارای معنی و انسجام منطقی‌اند و گزاره‌ها به یکدیگر ربط دارند.

شما چند خط استدلال بنویسید که از نظرتان علت اینکه در جامعه عده‌ای فقیرند و عده‌ای ثروتمند چنین است و چون تو نمی‌خواهی این علت را رفع کنی یا این علت را درک نکرده‌ای، دشمن فقرا یا نفهم هستی و بعد چهار تا ناسزا هم بگویید. شخصاً با این رویکرد بهتر می‌توانم کنار بیایم. من چون دست‌کم از نظر خودم آدم بد و نفهمی نیستم و می‌دانم که با ثروتمندان و فاشیست‌ها علیه فقرا و مترقی‌ها تبانی نکرده‌ام، می‌توانم به این حرف فکر کنم و اگر درست می‌گوید عقیده‌ام را تغییر دهم و اگر معتقد باشم علت را غلط تشخیص داده است، بگویم به این و آن دلیل حرفت غلط است و کماکان بر روی باور کنونی‌ام پافشاری می‌کنم.

اما چرا این شیوهٔ حرف زدن، یعنی یک دوجین نام را ردیف کردن و از آنان نقل‌قول آوردن، این‌قدر میان علوم اجتماعی‌خوانده‌ها رایج است؟ چون خودم جزو علوم اجتماعی‌خوانده‌ها هستم، فکر می‌کنم می‌توانم دلیل این موضوع را دست‌کم تا حدی توضیح دهم: دلیلش این است که بخش اعظم برنامهٔ درسی این رشته‌ها «تاریخ نظریه» است و اغلب کتاب‌های تاریخ نظریه هیچ چیز به درد بخوری به شما یاد نمی‌دهند. فرد مذکور هم پیش از بازنشستگی در اصل استاد تاریخ نظریه بود. خودم با خواندن سطر به سطر کتاب‌های ریتزر و کوزر کنکور علوم اجتماعی دادم. چه چیز یاد گرفتم؟ بدون اغراق می‌گویم، مطلقاً هیچ چیز. حتی کتاب ریمون آرون که قدری بهتر است، باز چیز زیادی به شما یاد نمی‌دهد. شاید حدود صد نام فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، آمریکایی و ایتالیایی را یاد گرفتم و از هر کدام از چند خط گرفته تا چند پاراگراف یا بعضاً چند صفحه به روایت ریتزر خواندم. چقدر به فهمم از جامعه افزوده شد؟ صفر؟ خیر. منفی هزار!

این را زمانی فهمیدم که از دانشکده فارغ‌التحصیل شدم و تا سربازی بروم و قدری هم حین سربازی، زمان فراغتی یافتم. در آن دورهٔ فراغت رفتم سراغ چند متن اصلی از جمله کنش انسانی میزس. آنجا بود که تازه فهمیدم جامعه چگونه کار می‌کند.

حالا شاید بگویید از کجا که میزس هم یکی مثل آن دیگری‌ها نباشد؟ ولی در اینجا فعلاً حرفم چیز دیگری است. این بحث مفصلی است که ربطی به بحث کنونی ندارد. نمی‌خواهم بگویم x غلط می‌گفت و شما بروید y را بخوانید. با اطمینان می‌گویم اغلب استادان علوم اجتماعی در عمرشان مثلاً یک کتاب از همان فوکو یا هابرماس را نمی‌خوانند. اصلاً یک نفر فرصت نمی‌کند که در عمرش مثلاً صد کتاب دشوار نظری بخواند. این استادان صرفاً تاریخ نظریه می‌خوانند و بعد یک عده‌شان (اکثریت) می‌روند سراغ مقاله نوشتن و ارتقاء گرفتن در دانشگاه و عده‌ای دیگر (اقلیت که فرد مذکور هم جزو همین دسته است) سراغ گفتن حرف‌های روشن‌فکرانه می‌روند. بعید می‌دانم نقد نوشتن ما روی این حرف‌ها فایده‌ای داشته باشد. نخست به همان دلیل که گفتم و شما نمی‌توانید روی حرف‌های نامنسجم و بی‌ربط به یکدیگر نقد بنویسید؛ دوم اینکه به فرض جملاتی را از لابه‌لای حرف‌ها پیدا کنید و بگویید به این دلیل غلط‌اند (در اینجا سعی کرده بودم همین را انجام دهم)، باز برای مخاطب او اهمیتی ندارد که او چه می‌گوید. فرد مذکور بسیار عادت داشت که در کلاس‌ها به دانشجویان توهین کند. بااین‌‌وجود، باز هم کلاس‌هایش آن‌چنان پر می‌شدند که بعضی‌ها ناچار روی زمین می‌نشستند! این مخاطبان فقط زمانی می‌فهمند اشتباه می‌کنند که چند سال بعد بر می‌گردند و می‌بینند عمرشان تلف شده است!

◽️@utfinance◽️
ایبنا چپ و سرمایه‌داری بحران‌زده یوسف اباذری گفت:‌ سخن من به هیات حاکمه این است، اگر ‌می‌توانید استخوانی برای ترامپ پرت کنید، پرت کنید. سرنوشت نود میلیون را به جنگ کل کل با او گره نزنید که تو این را زدی ما آن را زدیم و ... زیرا ماجرا بسیار مهم‌تر از یک آدم دیوانه[ترامپ] است.
  • 👌 22
  • ❤ 2
  • 👎 2
More from @utfinance
  1. Oct 15, 2026🔹گذارهای جهانی، زنجیره ارزش و معماری توسعه ایران 🔹تلازم امنیت شبکه‌ای و استقرار جمهوری س…
  2. Oct 15, 2026📄 چرا اقتصاد کلان به بنیان‌های خرد روی آورد؟ 👤 امیررضا عبدلی ◽️@utfinance◽️
  3. Oct 15, 2026📝سرمشق روسی برای موشک‌های حوثی؛ چرا ارتش صدها میلیارد دلاری سعودی توان شکست دادن حوثی‌ها…
  4. Oct 14, 2026🖥 این دیگر نبردی میان چپ و راست نیست، این نبردی میان تمدن و ویرانی است 👤 لیز تراس رهبر ح…
  5. Oct 14, 2026🎥اقتصاد در چنگ «رفقا»! | میزگرد توسعه ایران با حضور محمدمهدی بهکیش و محمدرضا فرهادی‌پور �…
  6. Oct 14, 2026🎬🎥 پیش‌درآمدی بر تاریخ شفاهی جنبش دانشجویی در دهه ۸۰ ما در مجموعه «تاریخ شفاهی تلنگر نو»…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →