📄 در باب «فمینیسم برای همه»
👤 اشکان زارع
این یاوههای کاغذین که نامش را گذاشتهاند «#فمینیسم_برای_همه»، چیزی نیست جز نشخوارِ مالیخولیاییِ چند تزِ اخته و پوسیدهٔ ترهات مارکسیستی که در کارگاههای ایدئولوژیسازی آکادمیهای غربی سرهمبندی شده است. #بل_هوکس، این قائد خودخواندهٔ ستمدیدگانِ موهوم، قلم برداشته تا عقدههای تاریخی و شکستهای زیستیِ قبیلهاش را در قوارهٔ یک «مانیفست رهاییبخش» قالب کند؛ ترهاتی نازل که شأن تفکر و فلسفه را تا حد بیانیههای سطحی گعدههای کافهنشینی فرو میکشد.
سراسر این شوخی، ناله و لابه بر سر «پدرسالاری امپریالیستی» است؛ کلیدواژهای مهوع که قرار است سرپوشی باشد بر ناتوانی عاملیت فردی و بیعرضگی در مواجهه با واقعیت سخت هستی. این قائدانِ دروغینِ عدالت، با وقاحتی بیحد، ارگانیکترین دستاوردِ تاریخ و حکمتِ طبیعیِ بشر —یعنی نهاد مقدس خانواده، وجود پدری و پیوند اصیل میان زن و مرد— را هدف گرفتهاند تا آشوب و اضمحلال هویتی را جایگزین نظم مستقر و سنت استوار پیشینیان کنند.
برای اینان، زن نه یک هویت انسانی، بلکه کاریکاتوری پرخاشگر است که باید در کورهٔ تضاد دیالکتیکی بسوزد.
«فمینیسم برای همه» در حقیقت پروژهای برای مسخِ فضیلت و ترویج کیش بیشرمانهی قربانیسازی است..
هوکس میخواهد همه را به اسارت یک روانپریشیِ جمعی بکشاند تا هر غریزهٔ سالم و هر تفکیک زیستشناختی را نوعی توطئه بخواند.
این دفترچهٔ بیمایه و مضحک، نه سیاستی پرشور، بلکه زوزهای از سر استیصال در برابر سرشت تغییرناپذیر انسان است؛ متنی عقیم که فرجامی جز زبالهدانِ توهماتِ چپ ندارد.
پ.ن:
پرسیده شد ربط اینها که گفتی با ایران چیست؟
ربطش در این است که عنعنات چپ نو در ایران مثل نقل و نبات ریخته بر درون #ووکهای_فارسی؛ از ترانه گرفته تا آن کتابی که #نشر_بیدگل ترجمه کرده است. وانگهی، ربط دیگرش این است که با نام آن موهومات و ترهات بسیاری از #چپهای_فارسی فاند میگیرند؛ بعد مأمور می شوند که آن را بر سر تمدن ایران نیز خالی کنند. باید این جریان را شناخت و در بزنگاههای تاریخی از ایران مقابل این پنداشت های خطرناک دفاع کرد. رسانههایی مثل #آسو و #رادیو_زمانه و البته دکانهایی مثل #ایران_آکادمیا از این نوع چیزها هستند. البته نمونه مونتاژ داخلی هم دارند. روزنامه #هم_میهن، #شرق و جدیداً #اکوایران از این جنسیاند.
#الهه_محمدی
#فمینیسم
◽️@utfinance◽️
Post #6792
1.62K