ما در زمانهای ایستادهایم که سکوت، بهمعنای چشمپوشی از ظلم است و فریاد، تنها جنس باقیماندهی انسانیت.
این روزها انسانهایی از جان ما، از دل ما، به خیابان آمدند؛ نه برای خشونت، که برای امنیت، رفاه و حق زیستن. پاسخ این خواستهها اما نه شنیدن بود و نه گفتوگو؛ پاسخ، تیر بود. تیرهایی از سوی کسانی که وظیفهشان حفظ جان و امنیت انسانهاست!
دانشجو در هر برههای از تاریخ باید سمت درست بایستاد و قرار نیست بیاموزد که جان انسان، قابل نادیده گرفتن است.
ما شنیده ایم که دانشجویان آینده سازان کشور هستند اما دیدیم چگونه زندگی، پیش از آنکه به فرصت برسد، قطع شد. دیدیم چگونه اعتراض با برچسب خاموش شد و مطالبه حق، با گرفتن جان پاسخ داده شد.
صدای خواستار حق صدایی نیست که با ریختن خون قطع شود.
دانشگاه، مهمترین مکان برای آموختن زندگی درست و نادیده نگرفتن حق مسلم، به هر انسانی است که اگر غیر این باشد فقط سازهای بی جان برای خفه کردن فریاد عدالت است.
ما نمیپذیریم که مسئولیت اجتماعی دانشگاه، به تصمیمهای اداری تقلیل یابد یا با تغییر شکل آموزش، به فراموشی سپرده شود.
آنچه رخ داده، نه اتفاقیست و نه قابل حذف از حافظه. نامها، زندگیها و فقدانها، در ذهن ما باقی میمانند؛ مستقل از خواست آنان که ترجیح میدهند فراموش شوند.
ما اینجا ایستادهایم تا بگوییم بیتفاوت نیستیم؛ نه بهعنوان تماشاگر، نه بهعنوان قربانی خاموش، بلکه بهعنوان بخشی از جامعهای که حق دیدن، گفتن و مطالبهکردن دارد.
سکوت، انتخاب ما نیست.
و فراموشی، تصمیم ما نخواهد بود.
جمعی از دانشجویان مهندسی کامپیوتر دانشگاه تهران، بهمن ١۴٠۴
Post #974
9.42K
- ❤ 2.9K
- 👎 148
- 🤔 54
- 🐳 10
- 👍 4
- 👌 2
- 🎉 1