اوقاتِ خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بیحاصلی و بیخبری بود
سلام!
یادم میآید دی ماه سال ۹۷ را که جوانتر بودم و اولین مسئولیتم در دانشگاه را قبول کردم. وارد فضایی شدم که برایم بسیار گنگ بود. مدیریت دانشجویی دانشگاه.. اما خیلی زود همکاران نازنین مجموعه دانشجویی شدند قوت قلب و من از غریبگی در آمدم! بین این همکاران جوانی بود به نام محمد آذرمهر.. تحصیلکرده، برق خوانده.. اهل شعر و فلسفه و موسیقی.. کتابخوان! و مهمتر از همه از دانشجویان سابق همین دانشگاه.. به یک ماه نکشید.. یکی از بزرگترین کارهای حوزه دانشجویی یعنی صنعتیسازی آشپزخانهای که به شیوه سنتی اداره میشد را با هم کلید زدیم.. نشان به آن نشان، ۲۸ اسفند ماه که همه در فکر چیدن سفره هفت سین بودند اولین محموله تجهیزات را با دست خودمان پیاده کردیم! و این شد شروع پروژهای که سه سال حتی در تعطیلات کرونا طول کشید و کامل شد.. رفاقت ما از همان جا شروع شد.. کارهای بزرگی با هم کردیم.. نسبت ما در تمام این سالها هیچ وقت رئیس و مرئوس نبود..
محمد البته شاید به ظاهر گاهی زود از کوره در میرفت! اما من شهادت میدهم که در تمام این سالها دغدغه او دانشجویان دانشگاه بوده.. کارهایی با هم کردیم که به حوزه وظایف او ارتباطی نداشت.. اما همیشه همراه بود..ریا نیست اگر بگویم از او خیلی جاها یاد گرفتم..
امروز فرصتی شد تا از ظرفیت این پسر خوب دانشگاه در جای دیگری استفاده بشود.. علیرغم میل باطنی که خوب میداند، پذیرفتم که محمد جان آذرمهر از حوزه دانشجویی برود و جای دیگری را کنار همکارانم بسازد! برای او آرزوی موفقیت دارم..🙏 همچنان البته از توانمندیهایش و از دانشش مشورت خواهم خواست..💐
از همکار محترم و پیشکسوت عزیزمان آقای جعفری که قبول مسئولیت کردند و به جای ایشان در خدمتشان خواهیم بود هم بی نهایت ممنونم🙏
جناب آقای مهندس آذرمهر، ما در دانشجویی دلمان برای شما تنگ خواهد شد..
به جای دوست گرت هر چه در جهان بخشند
رضا مده که متاعی بود حقیر از دوست
با احترام
جواد یکرنگ
معاون دانشجویی دانشگاه بناب
https://t.me/UBStd | معاونت دانشجویی دانشگاه بناب
Post #73
1.77K
- ❤ 14
- 👎 4