تنهایی رفتم کافه تو صف سفارش یه کاپل پشت سرم بودن دختره با اون هیجان و عشوههای فیک و لحن بچگونه گفت «وایییی این دسره رو میخوام😭» فقطم یه دونه مونده بود بعد پسره هم شروع کرد که قربونت برم میخرم برات اینا…
منم همونو سفارش دادم :)
اصلنم حسود نیستم.
| مشکل پسند |
-oslo | @twitt_iau
Post #7478
3.39K
- 🤣 156
- 👍 5
- ❤ 2