داشتم قهوه سفارش میدادم و هم زمان با بابام صحبت میکردم، باریستا یادش رفت واسه قهوم در بذاره، کاملا جدی بهش گفتم لطفاً دَرَم میذارید؟:)))
بابام و باریستا که هیچی کل کافه رفت رو هوا و از شدت خنده میزو گاز میزدن، منم اخم کردم و اومدم بیرون و تازه متوجه شدم که چیشده:))))))))))))))))))
join → @twitfarsi ™️
Post #190831
415
- 😁 5
- 🥱 3
- ❤ 1