در مورد دانشگاه امام صادق علیهالسلام چند نکته و مسئله وجود دارد که به نظرم لازم است پیش از انتخاب این دانشگاه مورد توجه قرار گیرد. این موارد حاصل تجربه و مشاهده فضای دانشگاه است و طبیعتاً ممکن است درباره همه دانشجویان یا در همه دورهها به یک شکل صدق نکند.
یکی از مسائل، وجود برخی هنجارهای نامناسب در فضای دانشگاه است. برای مثال، در فرهنگ دانشگاه گاهی کار کردن دانشجو تقبیح میشود و نگاه مثبتی نسبت به اشتغال دانشجو وجود ندارد. این مسئله بهخصوص با توجه به شرایط اقتصادی فعلی قابل توجه است.
مسئله دیگر، نوع برخورد با دانشجو است که در برخی موارد حالتی شبیه محیط دبستان و مدرسه پیدا میکند. حجم زیاد دروس و اجباری بودن بخش قابل توجهی از برنامه آموزشی، از جمله درس ورزش و برخی دروس معارفی مانند مبانی علوم انسانی، باعث میشود آزادی عمل دانشجو محدود شود. البته این مسئله در بسیاری از دانشگاهها نیز وجود دارد، اما در دانشگاه امام صادق علیهالسلام این وضعیت بیشتر و جدیتر است.
فشردگی تحصیلی نیز مسئله مهم دیگری است. این فشردگی بهخصوص در دو سال اول حالت فرسایشی پیدا میکند. به جز یکی دو رشته، دانشجویان سایر رشتهها باید تا اواخر دوره تحصیل در تقریباً هر ترم حدود ۲۰ واحد اخذ کنند. در نتیجه، فشار آموزشی صرفاً محدود به سالهای ابتدایی نیست و در بخش قابل توجهی از دوره تحصیل ادامه پیدا میکند.
در نتیجه همین شرایط، وقت آزاد چندانی برای دانشجو باقی نمیماند. بهخصوص در دو سال اول، عملاً فرصت مناسبی برای مطالعه جانبی، فعالیتهای شخصی، کار، کسب مهارت یا تجربههایی که دانشجویان دانشگاههای دیگر دارند وجود ندارد. دو سال اول تقریباً زمانی برای خود دانشجو باقی نمیگذارد، مگر اینکه فرد بعضی مقررات و برنامهها را دور بزند، اصطلاحاً آنها را بپیچاند یا از بعضی فعالیتها و کارها صرفنظر کند.
این وضعیت میتواند باعث دور شدن دانشجو از فضای جامعه و کاهش درک او از شرایط بخش قابل توجهی از مردم شود. وقتی با تعداد زیادی از دانشجویان مواجه میشوید، گاهی میتوان این فاصله از فضای واقعی جامعه و مسائل روزمره مردم را مشاهده کرد.
موضوع دیگری که به نظرم قابل توجه است، نحوه ارائه برخی دروس است. بسیاری از دروس را میتوان در زمان کمتر و با روش مناسبتری آموزش داد، اما گاهی مطالب به شکلی ارائه میشوند که مسیر آموزش بیش از اندازه طولانی و پیچیده میشود و به اصطلاح لقمه دور سر پیچانده میشود تا در نهایت به دانشجو عرضه شود.
برای نمونه، زبان انگلیسی و مکالمه عربی را میتوان در نظر گرفت. این دو درس در ظاهر دروس ارزشمندی هستند، اما برای هر کدام حدود چهار ساعت در هفته در چارت آموزشی قرار داده شده است. علاوه بر آن، بعضی اساتید تکالیفی ارائه میکنند که به نظر میرسد در شأن دانشگاه و دانشجو نیست. گاهی جزوه یا محتوایی که قابلیت تدریس در مدت بسیار کوتاهتری را دارد، در طول حدود ۱۶ هفته از ترم بخش قابل توجهی از زمان دانشجو را به خود اختصاص میدهد.
طولانی بودن مدت تحصیل نیز مسئله دیگری است. دوره تحصیل در دانشگاه هفت سال است و در عین حال، دانشگاه با استفاده از تعهد محضریای که دانشجو در ابتدای ورود و هنگام جذب قطعی به دانشگاه ارائه میکند، در برخی موارد مانع جذب و استخدام افراد در نهادهای دیگر میشود. بنابراین دانشجو باید پیش از ورود بداند که با چه نوع تعهداتی مواجه خواهد بود.
از سوی دیگر، مذمت کار کردن دانشجو در فرهنگ دانشگاه، حتی در شرایط اقتصادی فعلی که اشتغال و کسب درآمد برای بسیاری از دانشجویان اهمیت زیادی پیدا کرده، یکی دیگر از نکاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
مسئله دیگری که مطرح میشود، تضعیف گزینش و افول ورودیهای جدید است. این مسئله از نظر برخی دانشجویان کاملاً در رتبههای ورودی، میزان مطالعات و دغدغههای دانشجویان جدید قابل مشاهده است و طبیعی است که ادامه چنین روندی میتواند در نهایت به تضعیف خود دانشگاه منجر شود.
از نظر مدیریتی نیز این دیدگاه وجود دارد که مدیریت دانشگاه پس از فوت مرحوم آیتالله مهدوی کنی بهشدت تضعیف شده است و کادر فعلی حقیقتاً قابل قیاس با گذشته نیستند. این مسئله هم درباره ریاست و معاونان دانشگاه و هم درباره بخش عمدهای از اساتید مطرح میشود.
در خصوص منابع مالی نیز باید توجه داشت که محل تأمین بودجه دانشگاه و حتی خوابگاه، اوقاف است و در صورت کمکاری، مسئله مسئولیت و مدیون بودن نیز مطرح میشود. بنابراین از این جهت نیز انتظار میرود منابعی که در اختیار دانشگاه قرار گرفته، با عملکرد مناسب و مسئولانه همراه باشد.
#دانشگاه_امام_صادق
قسمت اول
@tozih_reshte
Post #1469
1.68K
- ❤ 37
- 👎 7
- 😨 5
- 👍 4