🪔دانشگاههای معتبر حتی در ایران، میراثهای اختصاصی خود را طی سالها فعالیت و عرقریزانِ روح جوانانی که بهترین سالهای عمرشان را در آنجا تلف/هدر/سپری میکنند، برجای میگذرانند. این قطعی ست.
🔥حالا تصور کنید #پرینستون چه میراث بزرگ علمی_اخلاقی داشته که، تقلبباز های نمونهسوالخوان شب امتحانی، توسط هوش مصنوعی آنرا بخاک داده اند؟
🪶در سال ۱۸۷۶، مقالهای در روزنامه تازهتأسیس دانشگاه پرینستون، «پرینستونیَن»، استدلال کرد که استفاده از مراقبان و ناظران برای نظارت بر امتحانات باید کنار گذاشته شود! چرا؟
🪶نویسنده چنین استدلال کردهبود : نظارت «ابزاری برای تربیت اخلاقی نادرست» است. اگر با دانشجو مانند فردی که بصورت پیشفرض بیصداقت رفتار کنید، قطعا برخی واقعاً بیصداقت خواهند شد؛ اما اکر با آنها بهعنوان افراد شریف رفتار کنید، آنها یاد میگیرند شریف رفتار کنند.
🪶بنابراین هیات تحریریه رویکرد متفاوتی پیشنهاد داد: "بگذارید هر فرد در پایان برگه اش تعهدی بنویسد که نه به کسی تقلب رسانده و نه از کسی تقلب گرفته است، و بگذارید استادان و مدرسان به کاری بهتر از جستجوی تقلب بپردازند."
🌿چه نیکو!، اینطور نیست؟
📜این پیشنهاد در نهایت در «آییننامه شرافتی» معروف پرینستون تجسم یافت؛ آییننامهای که در سال ۱۸۹۳ تصویب شد و در طول ۱۳۳ سال بعد تنها بهطور جزئی تغییر کرد.
وقتی دانشجویان امتحانات پایانترم میدهند، استادان اتاق را ترک میکنند. دانشجویان تعهدی مبنی بر تقلب نکردن امضا میکنند. انتظار میرود هر کسی را که تقلب میکند گزارش دهند. هر دانشجوی متهم به تخلف در برابر هیئت منصفهای از همسالان خود حاضر میشود.
حتما میدانید که دو رئیسجمهور آمریکا،
آلن تورینگ!، جان نَش و فیتزجرالد و....فارغالتحصیلان پرینستون هستند!
و البته فقط تورینگ برای اعتبار دهها دانشگاه در سطح جهان کافیست...
✍آییننامه شرافتی دوران خوبی داشت. اف. اسکات فیتزجرالد (که در سال ۱۹۱۳ در پرینستون ثبت نام کرد اما هرگز فارغالتحصیل نشد) یکبار نوشت که نقض آییننامه «اصلاً به ذهنت نمیرسد، همانطور که به ذهنت نمیرسد کیف اتاق هماتاقیات را باز کنی.» این آییننامه از دو جنگ جهانی، آشوب دهه ۱۹۶۰، سرخوردگی رسوایی واترگیت، و حتی ظهور موتورهای جستجو و ...هم جان سالم به در برد، اصولا تبدیل به فرهنگ پرینستون شده بود تا.....تا کِی؟
🙇♂تا دیروز غروب!
که سرانجام در برابر هوش مصنوعی مولد زانو زد.
🤖بله دیروز عصر بود، پس از آنکه گسترش تقلب با کمک هوش مصنوعی بیش از حد آشکار شد! و گند همهچیز درآمد و دیگر نمیشد آنرا نادیده گرفت، هیات علمی پرینستون رأی داد که نظارت بر امتحانات را دوباره آغاز کند. از نظر فنی، آییننامه شرافتی هنوز پابرجاست ولی بقول برجامیها ، به روح آن تجاوز شده!.
دانشجویان همچنان تعهدی مبنی بر تقلب نکردن امضا میکنند. اما حالا استادان مراقب خواهند بود تا مطمئن شوند آنها راست میگویند. آیین نامه شرافتی دیگر نمیتواند بر پایه نظام شرافتی کار کند...
⚠️این مشکل، چالش بزرگ ما در دانشگاههای کشور هم هست بالاخص در ترمی که پیشرو داریم!
کاری به دانشگاههای غیردولتی ندارم، اما حتی در دانشگاههای برتر کشور دیگر حتی نمیشود به چشمهای خود، اعتماد کرد!
این یک وسوسه است. میتوانم دانشجویی را تصور کنم که شیطان روی شانه چپش و فرشته روی شانه راستش نشسته است و فرشته را میکشد تا مزاحم فرامین شیطان نباشد
🧐در کافینت دانشگاه! دانشجوهای طاقوجفت را میدیدم که داشتند پاسخ تکالیف را از ChatGPT برایم کپیپیست میکردند و قاهقاه به ریش دانشگاه میخندیدند و حتی به ذهنشان خطور نمیکرد که من پشت ماسک بهداشتی در کمینشان بودم😷!
و باید اعتراف کرد که
دانشجویان دانشگاه برای همیشه تغییر کردهاند
نظارت آزمونها فقط جزئی از جریان پیشگیری از تقلب است!
تصور میکنم در این ترم بتوان ، بخش قابل توجهی از نمره نهایی را در آزمونهای شفاهی! چهرهبهچهره ی کلاسی جای داد!
یا آنها را واداشت تا مقالههایشان را در گوگل داکس بنویسند تا اساتید بتوانند مراحل نگارششان را بررسی کنند!
یکی از اساتید قدیمی میگفت هوش مصنوعی او را نسبت به دانشجویانش بدگمانتر کرده، و دانشجویان این را حس میکنند و میفهمند. وقتی ما تکالیف را تغییر میدهیم تا از تقلب جلوگیری کنیم، آنها درمییابند که استاد درس به آنها اعتماد ندارد.
او میگفت : "ناگزیر، همه راهحلها شامل میزانِ بیشتری از نظارت هستند! و این تنها وجه مشترکشان است."
تصور میکنم ما فقط باید به این نوع جدید از حکومت پلیسی آموزشی عادت کنیم. اما مشتاق نیستم ببینم این به کجا میرسد.