آنها را میشناسیم، گاها پدر مادر یا پدرومادر خودمان بوده اند، آدمهایی که با غرور و پاکدستی و شرافتشان زنده اند_ بقول ِ دهه هفتادهشتادیها با بادِ هوا زنده اند_،
اکثرا هنوز مستاجر اند، دندانهایشان پوسیده و خراب است(جیبشان نمیکشد)، کتشلوار قدیمی را هنوز میشویند ،اتومیکشند و میپوشند اگرچه نخنما و نیمدار شده و ....
شمِ اختصادی ندارند🥹
هرکس آنها را از چندفرسخی ببیند بلاشک میفهمد که براحتی کلاه سرشان میرود!
نه دلالی بلدند
نه دلار و سکه و ارز میفروشند
صاف و شق و رق راه میروند تا اداره و ۸_۹ ساعت بعد همانجوری اما له و لورده برمیگردند به آلونک استیجاری!
راضی اند، حتّی به هیچ!.بیادعا و تلاشگرند و عمدتا بدون حقوحقوق قانونی و حتی انسانیشان.
بالاترین و خشنترین حالت ِ اعتراض شان، نوشتن نامه ای اداری سرتاسر مادهواحده و تبصره قانونی و... سلسله مراتب اداری را طیکردن تا فلان مدیر
آنها؛ آخرین نسلی از ایرانیان اند که با #قلم اعتراض میکردند به حقکشی!
حقوقبگیران ِ دولتی
نجیبترین، آدمیزادترین و باشرفترین مستخدمان ِ دولتاند
آنها همچنین، دردسترسترین آدمهای کشور، برایِ قانون اند
اینها را اضافه کنید به این که قانونمدار ترین کارکنان کشور اند
همهی اینها تا دههشصت خورشیدی صادق است بطور عام!
از دهه هفتاد تا امروز، چنین خصوصیاتی در حقوقبگیران بطور اخص، نادر است.
این معرفی، نیاز بود تا بدانیم قانونمدارترین مالیاتدهندگان کشور، چه شکلیاند..
#مالیات
#داروغه
#اختصادی
@toobabigdatascience