این شعر رازآلود که در آن واضح و روشن نام علی ع آمده را شاید بزرگترین نویسنده تاریخ است صاحب بینوایان...
او صحنه وفات پیامبر اسلام را چنان درست و زیبا و باندازه توصیف کرده که انسان از خواندنش سیر نمیشود...
هوگو پیامبر ص را هم در اوج قدرت توصیف کرده است هم در آخرین روز زندگی مبارکشان.
در اوج قدرت بود که به همه سلام میکرد! بسیار کم غذا میخورد گاه از شدت گرسنگی سنگ بر شکم میبست، و با دستان خویش شیر گوسفندان را میدوشید لباسهایش را خودش وصله میکرد و...
هوگو اینچنین انسان اروپایی را با انسان کامل آشنا می کند که خاتم پیامبران الهی ست و در حالیکه بقدرت رسیده و در اوج قدرت مادی ست،چنین رفتار میکند
و در آخرین روزهای حیات که در مسجد به علی ع تکیه کرده است و سپس از مردم میخواهد تا اگر حقی بر گردنش دارند بیایند و قصاص کنند یا حلال کنند!...
هوگو می نویسد:" در آخرین روزهای حیات پیامبر، او علی را بعنوان ستون استوار دین به امت اش معرفی میکند و پرچم اسلام را بدست پرچمدار خود داد و گفت این آخرین پیامِ زندگانی من است...هوگو، که سالها بر علیه زورمندان جهان جنگیده است
آنروز مانند همیشه به مسجد آمد، به علی تکیه کرده بود و مومنان بدنبال او میآمدند.."
اینجا در مقابل سیمای پیامبر اکرم ص زانو میزند
هوگو، #شیعه نیست ! از ج.ا هم پول نگرفته تا حقیقت را بنویسد...هوگو مسیحی است و مسیح را پیامبر خود میداند
اما آدمیزاد است و این خیلی مهم است، آدمیزاد نمیتواند حق را کتمان کند و بر #عدالت بشورد
#ویکتورهوگو
#رحلت_پیامبر ص
https://www.aparat.com/v/nmuf160