آنچه اهمیت داشت، کنترل روایت بود.
🧐سام رابرتز که در دههٔ هفتاد برای دیلی نیوز به پوشش سیاست شهری میپرداخت، به مت تایرناور، کارگردان مستند «روی کوهن من کجاست؟» گفت: «روی استاد بیاخلاقی موقعیتی بود. او قواعدی برای اعمال قدرت داشت... همیشه سعی میکردی دشمنانت را به بدترین شکل ممکن تحریک کنی و سپس همان را علیه خودشان به کار بگیری، تا روی کوهن در واقع نقش آدم خوب را بازی کند، در حالی که تقریباً هرگز چنین نبود.»
#کوهن به ترامپ آموخت که نگران نظر دیگران دربارهٔ خودش نباشد.
دیوید مارکوس، که پدرش پسرعموی کوهن بود، به تایرناور گفت: «او فقط این واقعیت را مسخره میکرد که افراد خانواده به او اهمیت نمیدادند.» مارکوس گفت که ترامپ نوع دیگری از خودشیفتگی را نشان میداد، «خودشیفتگی توأم با ناامنی. اما در روی این یک امنیت کامل نسبت به هویت خودش بود، به جز این واقعیت که نمیخواست مردم در ملأ عام بدانند که همجنسگراست❕.»
ترامپ کوهن را وسیلهای برای دیدار با افراد با نفوذ میدید. یکی از دنیاهایی که کوهن او را به آن وارد کرد، استودیو ۵۴ بود که صاحبانش از موکلان کوهن بودند. ترامپ در جشن تولد پنجاه و دو سالگی کوهن در این باشگاه شبانه شرکت کرد. جوئی آدامز، کمدین (شوهر سیندی آدامز)، مجری برنامه بود؛ یکی از لطیفههای همیشگیاش این بود: «اگر کیفرخواست داری، دعوتی!» مارکوس به یاد میآورد که در استودیو ۵۴ با ترامپ و کوهن بود. «چشمان روی به ترامپ چسبیده بود... هر کاری ترامپ میکرد را زیر نظر داشت.» ترامپ گاهی به طبقهٔ پایین میرفت تا اتاقهای نیمهخصوصی ویژهٔ شخصیتهای مهم را ببیند. او به تیموتی ال. اوبراین، نویسنده، گفت: «در آنجا چیزهایی دیدم که تا امروز دوباره ندیدهام. سوپراستارهای مد را میدیدم که داشتند... روی یک نیمکت در وسط اتاق.» (عبارت را محترمانه ترجمه کردم.)
🕸تا اوایل دههٔ هفتاد، ترامپ اساساً یک پادو بود که برای پدر سلطهگر و مغرور خود اجارهبها جمع میکرد. این کارِ پرزرقوبرقی نبود. اما ترامپ بهشدت جاهطلب بود و میدانست که در دنیای املاک تجاری، برای بستن معاملات سودآور به معافیتهای مالیاتی دولتی، استثناهای منطقهبندی، و ناظران شهری خوشبرخورد نیاز دارد. کوهن یک کارچاقکن بود که میتوانست راه را هموار کند...
ادامه دارد....
#RoyKohn
#تفاهمنامه
#پایندهایران
@toobabigdatascience
Post #2924
72
متخصصان علم داده ها data scientists روایت درستتر این است که ترامپ که در آن زمان عملاً ناشناس بود، خود را به کوهن معرفی کرد و با عصبانیت توضیح داد که به مشاورهٔ حقوقی نیاز دارد. در «هنر معامله» گفتگوی آنها را اینگونه توصیف میکند: «دولت تازه علیه شرکت ما شکایت کرده... میگویند که ما علیه سیاهپوستان…
- 👏 2
- 😴 1