چند وقت پیش یه جا مهمون بودم و میزبان گفت که فلان جوان و فلان جوان یه سری انتقاد دارن به مدیری که از سازمان به تازگی خارج شده و ....
خوب اول اینکه همیشه شنونده باید عاقل باشه ، بعد اون گوینده آیا همه ی کانتکست و environment ها و تجربه های قبلی و تصمیم های آتی و مسیری که اون مدیر تو ذهنش بوده آگاه بودن ؟ یا صرفا از سر اشتیاقشون به حرف زدن و شنیده شدن یه چیزی گفتن ؟
یه بخش هایی از مدیریت به نظرم با کتاب هایی که همون جوان ها هم احتمالا نخوندن در نمیاد، تجربه میخواد، هزینه زمان ، ریال و اعتبار دادن میخواد، تا تازه بفهمی که فلان حرکت چطور قراره به موفقیت تیم تبدیل بشه
یه بخش مهم ترش اینه که این ها هیجانات انقلابیه که معمولا بعد هر تغییری تو سازمان بالا میره، ولی باید نشست تهش رو دید که به چی ختم میشه ؟ و امیدوار باشیم همین ها ناپلئون قلعه حیوانات نشن :)
به هرشکل به نظرم اون سازمان کارش رو کرده و حالا پولش رو داره و هزینه تجربه رو میپردازه ، خیلی وقت ها هم میبینی که جوان ها می ترکونن و همه رو شگفت زده میکنن، انشالله که همین باشه براشون.
Post #4420
953
- 👍 9
- ❤ 1