گربهی مادرم
کتاب جدیدی با یه ژانر کاملاً متفاوت بود که اگر برای کتابخوانی گروهی نبود، شاید اصلاً سراغش نمیرفتم و احتمالاً خیلی هم با سلیقهم جور درنمیاومد.
اما حالا که خوندمش، از انتخابش پشیمون نیستم و حس میکنم تجربهی جالبی برای وارد شدن به همچین ژانری بود.
داستانها از روایت و فضای مکزیک میاومدن و منو خیلی یاد انیمیشن کوکو میانداختن؛ البته از نظر فضا و حالوهوای فرهنگی، نه لزوماً خود داستان.
اینکه میتونستی از داستان هزار جور برداشت و مفهوم داشته باشی، هنوز برام مشخص نیست که نکتهی مثبتیه یا نه!
اما میتونم اینطور بگم که احتمالاً هر خواننده میتونه برداشت متفاوتی ازش داشته باشه و شاید همین، یکی از جذابیتهای کتاب باشه.
کتاب دو تا داستان داشت.
داستان اول خیلی باب میلم نبود.
انتظار داشتم روند داستان با همون سرعت و جذابیتی که توی شروع داشت تا آخر ادامه پیدا کنه، اما در نهایت همهچیز خیلی ناگهانی و حتی به نظرم یکم مسخره تموم شد.
با این حال، داستان دوم برای من جذابتر بود.
احتمالاً چون تا اون موقع با فضای کتاب و سبک نویسنده آشناتر شده بودم، ارتباط گرفتن باهاش برام راحتتر بود و در مجموع بیشتر از داستان اول ازش لذت بردم.
در نهایت، این کتاب انتخاب همیشگی من برای خوندن نیست،
ولی خوشحالم که خوندمش.
سیزدهمشهریور۱۴۰۵
Post #886
67
🌱diary ⭐📚
- ❤ 1