✍آقا من یه چیزی رو فهمیدم.
وقتی سوگواریم، انگار تنش بین آدمها، مخصوصاً آدمهایی که از جناحهای مختلفن، بیشتر میشه.
چرا؟
نمیدونم.
ولی کاش حداقل اجازه بدیم هرکسی به روش خودش سوگواری کنه.
منظورم آدمهایی نیست که ادا درمیارن یا از هر اتفاقی فقط برای موجسواری و مطرح کردن خودشون استفاده میکنن.
من از آدمهایی حرف میزنم که واقعاً داغدارن.
کاش انگشتهای اشارهمون رو از روی هم برداریم و بذاریم روند سوگ، وسط این همه اتفاق غیرطبیعی، تا جایی که میشه طبیعی پیش بره.
لازم هم نیست حتماً وانمود کنیم غم طرف مقابلمون رو میفهمیم یا باهاش همدردیم.
همین که روی زخمش نمک نپاشیم، به نظرم کافیه.
همین که طوری رفتار نکنیم که انگار غمش پوچه یا ارزش یا حق ناراحت شدن نداره.
مثلاً ممکنه من طرفدار حکومت باشم و مقصر این اتفاقات رو طرف مقابل بدونم.
یا ممکنه طرفدار رضا پهلوی باشم و مسئولیتش رو متوجه جمهوری اسلامی بدونم.
به هر حال، توی هر دو حالت، من به عنوان یه شهروند، یه هموطن، ناراحتم.
حالا سؤال من اینه...
چه فایدهای داره که روش ابراز سوگمون بشه بحث، دعوا و جدال؟
جدال با کیا؟
با آدمهایی که خودشون هم، به هر دلیلی، عزادارن؟
نمیفهمم.
شاید یکی از واکنشهای سوگ این باشه که آدم عصبانیتر از همیشه بشه و بیشتر دنبال پیدا کردن مقصر بگرده.
شاید هم اصلاً من اشتباه فکر میکنم.
شاید سوگ و قضاوت دربارهی علت اتفاق هیچوقت کاملاً از هم جدا نباشن و هرکسی حق داشته باشه دربارهی مسئولیتها نظر خودش رو داشته باشه.
اما شاید بشه زمان و شیوهی بیانش رو طوری انتخاب کرد که وسط عزاداری، غم یه آدم دیگه رو کوچک یا بیاعتبار نکنیم.
من نمیگم همه مثل هم فکر کنن.
نمیگم همه به یه نتیجه برسن یا دوست شن باهم.
فقط میگم قبل از اینکه طرف مقابلمون رو عضوی از یه جناح ببینیم، یادمون باشه ممکنه قبل از هر چیز، انسانی باشه که عزاداره.
Post #494
49