✍روز گذشته، پنجم خرداد ۱۴۰۵، میشه گفت کاملاً یهویی اینترنت بینالمللی وصل شد.
البته روند وصل شدنش و سرعتش همچنان کنده، ولی همین که هست باعث خوشحالی زیادیه.
اینکه دوستام دوباره برگشتن هم خیلی حس خوبیه.
من مقاومت زیادی میکردم در برابر دانلود کردن اینستاگرام و تلگرام.
البته تا یه سنی هم محدودیت داشتم.
بههرحال، اینکه الان فقط اینجاست که شبیه خونهست، خیلی حس عجیبی داره.
وقتی میگم «حس عجیب»، یعنی هم احساسات مثبت داره، هم منفی؛ که دربارهی هردوشون میشه خیلی حرف زد… ولی امشب ازشون عبور میکنم.
من امشب خوشحالم.
درسته که این مدت خودم به همه مدل اینترنت آزاد دسترسی داشتم،
اما چه فایده داره وقتی آدم تمام چیزهایی که ارتباط نزدیک و عمیقی باهاشون داشته رو یهو از دست میده؛
اونم نه توی اوضاع عادی.
از دست میده وقتی اطمینانی نیست که حتی وجود حقیقی اونها تا چند ساعت یا چند روز بعد در امان باقی بمونه.
من خیلی میترسم حتی چنین چیزایی رو به زبون بیارم،
اما فکر نمیکنم بتونم ازشون فرار کنم.
فکر میکنم به اینکه توی این یک سال و بخشی از سال بعدی که از خونه دور بودم، چقدر اتفاقات جورواجور افتاده.
این اتفاقات همیشه میافتاده؟
اگر خونه بودم چند درصد احساساتم شبیه الان بود؟
اتفاقاتی که هر بار ترس از دست دادن رو توی من بیشتر و بیشتر کرد.
عادلانهست؟
فکر نمیکنم.
اگر بود، من نباید موقع نوشتن و ابراز کردن خوشحالیم گریه میکردم.
گفتم خوشحالی…
اصلاً یادم رفته بود برای چی اینجام.
اینقدر حرفهای زیاد و بینهایتی برای زدن دارم که وقتی شروع میکنم، نمیدونم چطور باید دکمهی توقف رو پیدا کنم.
بههرحال، من خوشحالم،
و از هر مدل زندگی کردنی، با هر داستانی، توی هر بُعدی از این دنیا حمایت میکنم.
و به همهی آدمهایی که امروز برگشتن به خونه، از صمیم قلب خوشآمد میگم.
و امیدوارم روزی برسه که حداقل حق مالکیت ما نسبت به فضای مجازی و اینترنت بهمون برگرده.
و آها، در آخر…
من نسبت به خودم آدم معتقدیام ،
پس عید قربان رو هم بهتون تبریک میگم.
و دعا میکنم دلهامون اونقدر بزرگ باشه که هم عشق رو توی خودش جا بده، هم گذشت کردن رو.
Post #36
29
- ❤ 3