آمریکا پایگاه نظامی میسازد، چین بندر میخرد
و در این میان، ایران به عنوان کاتالیزور در حال تسریع تغییر نظم انرژی جهان است.
تقابل آمریکا و چین در واقع تقابل دو استراتژی کاملا متفاوت برای هژمونی است. استراتژی واشنگتن به عنوان قدرت برتر فعلی، بر پایه قدرت سخت و تامین امنیت نظامی آبراهها بنا شده و به همین دلیل است که شبکه پایگاههای نظامی آن سراسر جهان را پوشانده است. اما در مقابل، استراتژی پکن بر پایه قدرت نرم اقتصادی و کنترل زنجیره تامین لجستیک استوار است. چین به جای اعزام ناو هواپیمابر و درگیری مستقیم، بنادر استراتژیک از گوادر پاکستان تا پیرائوس یونان و سواحل آفریقا را میخرد یا اجاره بلندمدت میکند تا شریانهای تجارت فردا را در مشت خود داشته باشد.
در این میان نقش ایران بسیار کلیدی و در عین حال پارادوکسیکال است. اگرچه هدف اصلی دکترین نظامی تهران، ایجاد بازدارندگی نامتقارن و بالا بردن هزینه تنش برای غرب است
ولی شاید بخشی از اهدف استراتژیک ایران از ایجاد فشار در بازار انرژی خلیج فارس، پیشبرد نقشه جهانی چین برای توسعه انرژیهای پاک باشد.
پیامد ساختاری این رفتار، دقیقا به نفع گذار انرژی تمام میشود. در اقتصاد سیاسی یک اصل نانوشته اما قدرتمند داریم که میگوید هیچ چیز به اندازه سوخت فسیلیِ گران و غیرقابل اتکا، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را تسریع و توجیه نمیکند.
وقتی بحرانهای خاورمیانه و اهرمهای فشار، قیمت نفت و گاز را سرسامآور کرده و عرضه را مختل میکنند، کشورهای مصرفکننده و به ویژه اروپا به این درک قطعی میرسند که اتکا به سوخت فسیلی دیگر صرفا یک مشکل محیطزیستی نیست، بلکه یک تهدید بزرگ و فوری برای امنیت ملی آنهاست.
اینجاست که جهان با سرعت و وحشت به سمت استقلال انرژی و منابع تجدیدپذیر فرار میکند و دقیقا در همین نقطه است که چین به عنوان برنده نهایی ظاهر میشود.
پکن در حال حاضر انحصار بیرقیبی بر زنجیره تامین انرژیهای پاک دارد؛ از استخراج لیتیوم و کبالت و خاکهای کمیاب گرفته تا تولید بخش اعظم پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و باتری خودروهای الکتریکی در جهان.
در واقع، تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه عملا به عنوان یک مالیات اجباری و سنگین بر کربن عمل میکند و جهان را به سمت وابستگی به تکنولوژیهای سبز چینی سوق میدهد.
در این بازی بزرگ، آمریکا درگیر مدیریت فرسایشی بحرانهای امنیتی در خاورمیانه میماند، در حالی که چین بدون شلیک حتی یک گلوله، در حال قبضه کردن زیرساختهای انرژی فردای جهان است.
این همان تغییر نظم جهانی است که در سکوت و در دل هیاهوی جنگها در حال رخ دادن است.
✍️ امیر نقابی
@Tickchartist
Post #1812
2.6K