🐻 : ضدآفتاب؟ برای چی؟ چرا ضدآفتاب میزنی؟ اینجا که هوا خوبه.
🐰 : تو نمیتونی وارد بشی.
🐹 : من وحشتناک گرسنهام.
🐿️ : جین، اتاق گریم. بیا داخل. دوباره قرمز شدی. باید برقصی. باید برای رقصندهها برقصی. صورتت از هر زمانی که دیدم قرمزتره.
🐹 : انگار صورتم داره میسوزه. عرق سرد کردم.
🐹 : اگه بعد از بخش صحبتهامون وقت کافی داشته باشیم، بعد از اینکه همه جمع بشیم و همینطوری با هم حرف بزنیم، میخوام امروز این قسمت رو یه کم طولانیتر کنیم. دیروز پاهام انگار آتیش گرفته بود. مثلاً دوربین میتونه از بالا از رقصندهها فیلم بگیره یا یه همچین چیزی.
🐨 : پس فکر کنم بهتره همهمون همزمان برگردیم. همینطوری یهدفعه برگردیم. یا برگردیم و برای یه لحظه مکث کنیم.
🐿️ : دقیقاً، منم همینو میگفتم.
🐨 : یه ثانیه مکث کنیم و برگردیم، چون وقتی برمیگردیم، دوربین میتونه به اون سمت حرکت کنه.
Post #14234
39