مثلا اولین گروهی که درخواست استفاده از کودا رو داشتن، دو محقق سرطان سینه بودن که تو بیمارستان عمومی ماساچوست کار میکردن و فقط دو تا جیپییو میخواستن که بتونن اسکنرهاشون رو ارتقا بدن و سریعتر تصاویر رو پردازش کنن.
واکنش بازار نسبت به این معرفی جدید و سرمایهگذاری بزرگ انویدیا این بود که نه تنها این پلتفرم جدید ارزشی نداره، بلکه انویدیا یک بخشی از ارزش خودش رو با عدم تمرکز از بین برده.
در همین حین AMD پیشنهاد خرید انویدیا رو داده بود که جنسن فقط به یک شرط قبول میکرد و اون هم این بود که مدیرعامل مجموعه جدید باشه و وسط قرارداد AMD هم پا شد و رفت رقیب انویدیا یعنی ATI رو خرید و دیگه همه داشتن به این فکر میکردن که AMD با بازار بزرگ و سرمایه زیادش به زودی انویدیا رو از صحنه روزگار محو میکنه.
فقط تصور کنید که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ انویدیا ۸۰٪ کاهش ارزش داشت و این موضوع فقط به بحران مالی مربوط نبود. بلکه هیچکس آیندهای که انویدیا در موردش صحبت میکرد رو نمیتونست ببینه و هیچ شواهدی هم براش وجود نداشت.
اما در این بین این جنسن هوانگ بود که بر خلاف نظر تمام تحلیلگرها و سرمایهگذارها پافشاری کرد و حتی از سفارشهای خیلی کوچیک اولیه خوشحال هم میشد چون نظریه بازار صفر میلیارد دلاریش رو تایید میکردن.
جنسن هوانگ اینطور استدلال میکرد که تمام این پلتفرمی که ساختیم و تمام این دنیایی که ممکن کردیم فقط نیاز به یک Killer App داره. کافیه یکی بیاد و یک استفادهای از جیپییوهای ما بکنه که توجه همه رو به پتانسیل محصولات ما بکنه. درست مثل بازیهای کامپیوتری که تبدیل به مهمترین دلیل خرید کارتهای گرافیکی شدن، کافی بود یک اتفاق جدید و یک بازار جدید کشف بشه.
و در نهایت بعد از حدود ۵ سال صبر، بالاخره تو سال ۲۰۱۲ اون اتفاق مهم افتاد.