برای اینکه این نوع نگاه رو متوجه بشیم خوبه یک نگاهی بندازیم به رقیب اصلی و مهم انویدیا یعنی شرکت 3dfx و ببینیم که اونجا چه اتفاقی افتاد و انویدیا در مقایسه چه کاری کرد.
دسامبر سال ۱۹۹۸ 3dfx در یک حرکت خبرساز، شرکت STB Systems رو به مبلغ ۱۴۱ میلیون دلار خرید.
اما این شرکت کارش چی بود و چرا این خرید مهم بود؟
شرکت STB Systems یک شرکت AIB بود. یعنی چی؟
این AIB مخفف Add In Board هست و کار این شرکتها این بود که تراشه یا چیپ رو از شرکت تولید کننده اصلی مثل انویدیا میخریدن و اون رو توی بورد قرار میدادن و بستهبندی میکردن و میفروختنش.
حالا شاید بپرسید چه ارزش افزودهای داشتن؟
که در واقع جوابتون اینه که اینا تمام اون کاری رو انجام میدادن که شرکت سازنده تراشه دوست نداشت انجام بده یا تمرکزش رو میگرفت.
شرکتی مثل انویدیا تمام تمرکزش روی طراحی کارت گرافیک بود و اون تراشه که محصول نهاییش بود رو به شرکتهایی میفروخت که میخواستن اون رو داخل کامپیوترهای خودشون قرار بدن اما برای بازار PC اگر کسی خودش میخواست کارت گرافیکش رو ارتقا بده باید بورد حاوی کارت گرافیک رو جداگانه خریداری میکرد که کار توسعه درایور و تولید بورد نهایی رو این شرکتهای AIB انجام میدادن.
بزرگترین شرکت AIB در اون زمان STB بود و بزرگترین مشتری اونها هم انویدیا بود.
منطق 3dfx برای خرید STB این بود که چرا ما بخشی از حاشیه سود خودمون رو باید دو دستی تقدیم این AIBها کنیم؟ اصلا چرا بورد رو هم خودمون تولید نکنیم؟ و خلاصه خرید اتفاق افتاد.
به محض اینکه خرید نهایی شد، STB بزرگترین مشتری خودش رو از دست داد و تمام AIBهای دیگه هم 3dfx رو رها کردن و رفتن سراغ انویدیا و انویدیا هم تونست قراردادهای بهتری باهاشون ببنده.
از اون طرف اما در داخل 3dfx جهنمی به پا شد.
شرکت STB تجربه کار روی کارتهای انویدیا رو داشت و برای کار با محصولات 3dfx تجربه چندانی نداشت به خاطر همین نیاز به تغییرات تو خط تولید بود که کار رو بسیار کندتر کرد.
تمام قماری هم که 3dfx روی افزایش حاشیه سود کرده بود با هزینههای خط تولید تقریبا خط خورد و انگار اتفاق خاصی نیفتاده بود.
تنها اتفاقی که افتاد این بود که یک فرهنگ جدید با عملیاتهای خاص خودش به شرکت اضافه شده بود که همخوانی چندانی هم نداشت و تنش داخلی رو بالاتر میبرد و سرعت رو کندتر میکرد.
در نهایت بعد از دو سال 3dfx اعلام کرد که دیگه بوردهای خودش رو نمیسازه اما دیگه دیر شده بود و چند ماه بعد مجبور شد تمام داراییهای خودش رو به انویدیا بفروشه و شکست رو بپذیره.
و اما انویدیا چه کار کرد؟
انویدیا به جای اینکه یکپارچهسازی افقی انجام بده، به سراغ افزایش تسلطش روی تجربه کاربرها رفت و شروع به توسعه درایورهای خودش کرد تا هم بتونه در تمام پلتفرمها یک تجربه یکپارچه ارائه بده، و از طرف دیگه با فرکانس بیشتری آپدیتهای جدید رو بده که باعث رضایت بیشتر کاربرها میشد و قبلا توضیح دادیم که چطور سرعتش رو بالا برد.
در واقع انویدیا در حداقلیترین حالت ممکن، به اندازهای که نیاز بود کارهایی رو انجام داد که واقعا ارزش افزوده معنیداری داشتن و همین هم تبدیل به برگ برندهش شد.
Post #35
209
- ❤ 8