مرگ با هزاران ضربه
اولین و مهمترین ضربه به انویدیا کاهش شدید قیمت رم از ۵۰ دلار به ازای هر مگابایت به ۵ دلار بود.
زمانی که NV1 وارد بازار شد رقبای انویدیا رم خیلی بیشتری داشتن در حالی که ارزونتر بودن و تمام تصمیمات نوآورانه انویدیا بیاثر شده بود.
ضربه بعدی از سمت مایکروسافت بود که با معرفی Direct3D که بعدا شد DirectX تصمیم گرفته بود آستین بالا بزنه و خودش استاندارد پردازش سهبعدی تو ویندوز رو تعیین کنه و سراغ پردازش سه بعدی مثلثی بره.
این ضربه واقعا مهلک بود چون ویندوز مایکروسافت پلتفرم غالب بود و استانداردش تبدیل به استاندارد کلی شد و تمام بازیهای مطرح مثل Doom و بعد Quake سراغ این استاندارد رفتن و به همین خاطر بازیهاشون رو کارت گرافیکی انویدیا درست رندر نمیشد.
قضیه جایی بدتر شد که حتی پردازش صدای انویدیا هم به خوبی کار نمیکرد چون اون هم از استاندارد پیروی نمیکرد و تمام بازیهای سگا و شبیهساز پروازی که قرار بود کلی مشتری جذب کنن به هیچ دردی نمیخوردن چون همه دوست داشتن سراغ بازیهای مطرح و پرفروش اون دوران برن.
انویدیا یک درس خیلی مهم رو با پرداخت هزینه بسیار زیاد فهمیده بود: تعیینکنندهترین بخش مشتریهای اونها که گیمرها بودن، براشون مهم نبود که کارت گرافیکشون بینقص باشه. اونا دنبال این بودن که تجربه بازیشون سریع و روون باشه.
اما مشکل این بود که این درس رو خیلی دیر گرفته بودن و تقریبا تمام پولی که داشتن رو خرج کرده بودن و فقط به اندازه ۹ ماه تا ورشکستگی فاصله داشتن.
این ۹ ماه در حالیه که طراحی و تولید یک چیپ معمولا بین ۱۸ تا ۲۴ ماه طول میکشید و عمر انویدیا به محصول بعدی قد نمیداد!
Post #14
161
- 👍 5