بعض چیزها رو نمیشه با پول خرید و بعضی چیزها هم ارزش فروختن ندارن.
در فیلم «آواز گنجشکها» ساختهی مجید مجیدی، با کریم آشنا میشیم؛ پدری که بعد از بیکار شدن در مزرعهی شترمرغ، برای تأمین خرج خانواده راهی تهران میشه. از طرف دیگه، پسر کوچکش حسین رویای پرورش ماهیهای قرمز رو توی سرش داره؛ رویایی ساده که قراره به زندگیشون رنگوبوی تازهای بده.
اما وقتی سطل ماهیها میشکنه و ماهیهای قرمز روی آسفالت پخش میشن، همهچیز به هم میریزه. بچهها با تمام توانشون سعی میکنن ماهیها رو نجات بدن، اما نمیشه همهشون رو حفظ کرد.
در نهایت، حسین ماهیهای باقیمونده رو توی جوی آب رها میکنه؛ چون برای اون، زنده موندن ماهیها از پول درآوردن مهمتره. کریم هم با دیدن این صحنه، کمکم به یاد چیزهایی میافته که توی شلوغی زندگی و تلاش برای پول درآوردن، فراموششون کرده.
گاهی یه اتفاق کوچیک کافیه تا یادمون بیاد که ارزش واقعی زندگی، همیشه توی چیزهایی نیست که به دست میاریم؛ گاهی توی چیزهاییه که حاضریم به خاطرشون از سود و منفعت خودمون بگذریم.
@TheSe7enChannel
Post #1698
1.61K