رفتم مغازه بابام و بخاطر آفتاب داخل مغازه رو خوب نمیدیدم فکر کردم بابام تنهاست وارد شدم و با صدای بلند و رسا گفتم سلاااامممم
بعد دیدم یه اقاهه با دخترش با تعجب دارن منو نگاه میکنن
Post #838
54
ان انبه گمشده @themissingmango · 27 subscribers